جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

21

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

و در اينجا آغاز مىشود شرح آنچه ديده و شنيده‌ام من ، جوزافا باربارو « 1 » تابع ونيز در دو سفرى كه يكى به تانا « 2 » كرده‌ام و ديگرى به ايران . [ فصل يك ] 1 زمين چنان كه هندسه‌دانان به دلايل مسلم ثابت مىكنند در برابر عالم افلاك چندان خرد است كه گويى نقطهء پرگار است در درون دايره و چون قسمت اعظم آن را يا آب فراگرفته يا به واسطهء شدت گرما و سرما سكونت‌ناپذير است ربع مسكون قسمت بسيار كوچكترى از كرهء ارض را تشكيل مىدهد . با اين همه قدرت آدمى چندان ناچيز است كه كمتر كسى پيدا شده است كه توانسته باشد قسمت بالنسبه مهمى از جهان را ببيند و اگر غلط نكنم هرگز كسى همهء آفاق را سير نكرده است . در دوران ما كسانى كه قسمتى از دنيا را ديده‌اند غالبا سوداگران يا دريانوردانند و از آغاز تا به امروز پدران و سروران ونيزى من درين دو پيشه چنان زبردست بوده‌اند و هستند كه گمان دارم حقا بايد آنان را از همه برتر دانست . زيرا از روزگار زبونى روميان كه زمانى بر همهء جهان فرمان مىراندند اين دنياى دنى چنان بر اثر اختلاف زبانها و آداب و عادات و اديان تجزيه و تقسيم شده است كه اگر بازرگانان و دريانوردان ونيزى دست به كار اكتشاف نمىزدند همان ربع مسكون نيز ناشناخته مىماند . و اگر درين ايام كسانى آن را سير كرده باشند بايد گفت « من هم از جملهء ايشان يك تن » . چه من همهء جوانى و قسمت اعظم عمر خود را در سرزمينهاى

--> ( 1 ) . Josaphat Barbaro ( 2 ) . Tana از بنادر مهم درياى سياه كه در قرن پانزدهم و شانزدهم ميلادى ونيزيها از آنجا كالاى مشرق‌زمين را به اروپا وارد مىكردند . - م .