جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
15
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
و Como را كه مصحف آن است ، در حاشيه آورده است تا كار خواندن را بر خوانندهء ايرانى آسان كرده باشد . حواشى مترجم با علامت « م » از ديگر حواشى ممتاز است . يادآورى اين نكته لازم است كه هرچند نويسندگان ونيزى به جهت دشمنى با عثمانى از دوستداران ايران و ايرانى بودهاند ، اما هرچه باشد بيگانه بودهاند و طبعا پارهاى از مطالبى كه نوشتهاند خالى از تعصب و غرضورزى نبوده است . از بيگانگانى كه پنج قرن پيش از اين خواسته باشند دربارهء ميهن ما كتاب بنويسند جز اين نبايد انتظار داشت . ترجمهء اين كتاب مراحل نهايى را مىپيمود كه مدتى در بستر بيمارى افتادم و هنوز شفاى كامل حاصل نكرده بودم كه مصيبت مرگ پدر مدتها مرا از نوشتن و خواندن بازداشت . ناچار از دوست دانشمند بزرگوار آقاى مسعود رجبنيا كه تعدادى از شاهكارهاى ادبى مغربزمين و آثار مهم ايرانشناسان نامى را به پارسى درآورده و از اين راه خدمتى شايان به فرهنگ و ادب ايران كرده است يارى جستم و وى با خواندن اين صحايف و تذكار عيوب و نقايص و تبديل سنوات ميلادى به هجرى و ترجمهء صفحات 38 تا 52 از سفرنامهء باربارو منتى عظيم بر من نهاد و واجب است كه در اينجا نهايت سپاسگزارى و حقشناسى خود را نسبت به اين رادمرد ابراز دارم . منوچهر اميرى خردادماه 1349 ه . ش . ، تهران