جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
11
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
مقدمهء مترجم بر چاپ دوم اگرچه در تجديد چاپ سفرنامههاى ونيزيان بنا به موجباتى تأخيرى نسبتا طولانى روى داد ، دستكم اين سود را براى مترجم داشت كه بتواند در آن به تجديد نظر پردازد و به مقابلهء مجدّد ترجمه با متن و تصحيح و تكميل مطالب و رفع بسيارى از مشكلات مذكور در مقدمهء چاپ اول ( ديباچهء مترجم ) دست يازد و بسيارى ديگر از اشارات و اعلام تاريخى و جغرافيايى را روشن كند . چنان كه در پايان چاپ اول كتاب نوشتهام در اين كار از نظريّات صائب دوست دانشمند و استاد ارجمند دكتر عبد الحسين نوايى برخوردار بودهام كه در تاريخ دودمانهاى آققوينلو و بخصوص صفوى تخصص و تبحّر دارد و نكات و ملاحظاتى را كه در توضيح پارهاى از مطالب يادآور شده است همه را در حواشى به نام وى آوردهام و اكنون وظيفهء خود مىدانم كه از او فراوان سپاسگزارى كنم . ديگر از دوستان فاضلى كه با نوشتن چند يادداشت ممتّع بر من منت نهاده است جمشيد صداقتكيش است كه در جغرافياى تاريخى فارس از پژوهندگان و صاحبنظران بشمار مىرود . در اينجا لازم است از توفيق بزرگى كه در ضمن ترجمه و تحقيق دربارهء سفرنامههاى ونيزيان نصيب مترجم شده است ياد كنم و آن عبارت است از يافتن اصطلاح « ياشيلباش » ( سبزكلاهان ) در مقابل « قزلباش » ( سرخكلاهان ) . اصطلاح نخستين همان است كه در مورد شيبانى خان يا شيبك خان ازبك و بهطور كلى ازبكان هوادار او به كار رفته است كه سنّى بودند و با صفويه و قزلباش دشمنى داشتند و سرانجام به دست شاه اسماعيل صفوى مغلوب گشتند و خود شيبانى خان نيز مقتول شد . اصطلاح ياشيلباش چنان كه بشرح در حواشى آوردهام در هيچ يك از