محمد معصوم البكري ( نامى )

286

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

اين عبارت مضطرب است و شايد يك جمله از ميان ساقط شده است . عبارت تاريخ مباركشاهى ( ص 158 ) اين طور است : « ملو گريخته پيش مقرب خان در دهلى آمد . سلطان هم از آنجا مراجعت فرموده نزديك شهر فرود آمده بود . مقرب خان استقبال نمود و بشرف پابوس مشرف گشت . فاما بسبب خوف و هراسى كه در خاطر او متمكن شده بود بازگشته درون شهر در آمد و استعداد بنياد جنگ نهاد » . و طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 251 ) كه مير معصوم همه احوال ملوك دهلى را از آن نقل نموده همين طور تقرير مىنمايد : « ملو گريخته نزد مقرب خان بدهلى رفت . و سلطان بسرعت مراجعت نموده بدهلى آمد ؛ و مقرب خان باستقبال شتافته . چون به جهت آمدن ملو غبار خاطر سلطانى معلوم نمود ، بلطائف الحيل خود را به شهر انداخته لواى مخالفت برافراخت » . ص 60 ، س 15 : الغرض دران آوان مردم سومره الخ : مير معصوم آغاز حكومت سومرگان را در ايام سلطان عبد الرشيد ( 441 - 444 ه ) نهاده ، و ليكن بنظرم مىرسد كه او درين نظريه اشتباه كرده و همچنين ايليت و هيگ كه بناى بحث خود را در بابت خروج سومرگان برين نظريه نهاده‌اند . در سنه 416 ه چون سلطان محمود غزنوى سومنات را غارت كرده و از رن كچه عبور نموده بمنصوره رسيد ، چنان كه پيش ازين تقرير شد ، حاكم منصوره ( و در گمان بنده حاكم تمام سند پائينى ) شخصى بود مسمى به خفيف . و از قراريكه اين شخص در اسماى حكام سومره معدود است ، بايد زمان او از عهد سومره كه آن را حاكم اول شمرده‌اند على الأقل سى سال پيشتر باشد ، زيرا كه بر وفق تحفة الكرام ( ورق 8 ب ) « مردم سومره در سنه خمس و اربعين و أربعمائة بنواحى تهرى جمعيت نموده سومره نام شخصى را بر مسند ايالت بنشانيدند » . و اگر قول ابو الفضل را ( آئين اكبرى ، ص 559 )