محمد معصوم البكري ( نامى )
272
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
ص 33 ، س 12 : شهاب الدين : بعد از انكه بر تخت نشست كنية معز الدين اختيار نمود . ص 33 ، س 20 : عبارت ركيك است ، بايد كه اينطور باشد « و سلطنت به شهاب الدين منتقل شد » . ص 33 ، س 20 - 21 : در سنه احدى و تسعين و خمسمايه : اين از سهو كاتب است ، و الصواب « احدى و سبعين و خمسمايه » . ص 33 ، س 21 : ملتان و اوچه را مسخر گردانيد : عبارت طبقات ناصرى ( ص 116 ) اينست : « بر سمت ملتان لشكر كشيد و از دست قرامطه ملتان را مستخلص كرد » . و عبارت تاريخ مباركشاهى ( ص 5 - 6 ) : « در سنه احدى و سبعين و خمسمايه سمت اچّه و بهاطيه « 1 » و ملتان لشكر كشيد . طائفهء بهاطيه در حصار اچّه محصّر شده با سلطان محاربه كردند . بعد مدتى بعون اللّه تعالى حصار اچّه فتح شد . اقطاع ملتان و اچه مر سپه سالار على كرماخ را داد ، و خود طرف دار الملك غزنين مراجعت فرمود » . صاحب طبقات اكبرى همين دو عبارت را بهم آميخته اينطور نوشته ( جلد اول ، ص 16 ) : « بعد از يك سال ( يعنى در سنه 571 ) لشكر بجانب اچه برده ، ملتان را از دست قرامطه بر آورده متصرف شد . و طايفه بهاتيه در حصار اچه متحصن شده چند روز محاربه كردند . آخر فتح شد . و ملتان نيز مسخر گشت ؛ و اچه و ملتان را حوالهء على كرماخ نموده بجانب غزنين مراجعت نمود » . چنين مىنمايد كه بعد از قلع و قمع قرامطه در سنه 401 ه بر دست سلطان محمود ، ايشان بار دگر غالبا پس از فوت سلطان محمود كه قوهء غزنويان مضمحل شد ملتان و نواحى را تحت تصرف خويش آوردند . چون و چگونه معلوم نيست .
--> ( 1 ) در اصل متن « تهته » نوشته كه ظاهرا سهو است .