محمد معصوم البكري ( نامى )

255

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

هزار سوار از جانب كوه پياده بسيار تيرانداز و از دريا بغراب و توبخانه مستعد شده آمده . قريب شش گروهى كه رسيده دولت خواهان بهم صلاح ديدند كه اگر ما اينجا مىنشينيم ، او از چهار « 1 » جانب بما جنگ خواهد آورد . و خود از روبرو و جمعى تيرانداز از جانب كوه و غراب از طرف دريا و مردم سهوان از عقب ، كار بر ما دشوار خواهد شد . پس مناسب آن ديدند كه همانجا رفته بجانى بيگ جنگ كنيم . قرار به همين يافت و به تاريخ . . . افواج راست كرده متوجه جانى بيگ شديم . و به جانى بيگ جاسوسان خبر كردند كه لشكر مىآيد . به هيچ وجه قبول نكرد كه ايشان را چه ياراى آن و چه مقدار كس اند كه بر سر ما خواهند آمد . به يك بار گرد لشكر ما نمودار شد . درين وقت جزم او شد كه لشكر آمد ، در ( a 192 . f ) مقام راست كردن افواج شد . قريب به نيم روز بود كه تلاقىء عسكرين واقع شد . وقتى كه به هر اول ما جنگ واقع شد ، بعضى از مردم هراول تاب نياورده فرار نمودند ، و لشكر جانى بيگ تعاقب كرده بغول رسيدند . درين اثنا فوج فوج از مردم جانى بيگ مىرسيد و جنگ مىشد ، تا سه چهار مرتبه جنگ عظيم واقع شد . بالآخرة شكست بر مردم جانى بيگ افتاد . و جانى بيگ خود پاى ثبات محكم كرده جنگ و جدال بسيار نمود . آخر فايدهء نداشت . رو به فرار نهاد و كس بسيار ازو بقتل رسيد و دستگير شد . و جانى بيگ به اونرپور آمد كه بيست گروهى جنگ‌گاه باشد . آنجا رفته ، قلعچه بنا نهاده ، آنجا مستحكم شد « 2 » . دولت خواهان آمده آنجا را محاصره نمودند . بعد از چند روز نواب خان خانان نيز رسيده مورچلها را پيش بردند . هر روز جنگ و جدال مىكردند . از طرفين كس بسيار كشته مىشد . آخر خاك را كنده جانب قلعه روانه شديم ، چنانچه خاك توده بخندق رسيد . جانى بيگ عاجز آمده در مقام صلح شد .

--> ( 1 ) ف : سه ( 2 ) م : گشت