محمد معصوم البكري ( نامى )

240

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

كارى نساخت از آنجا برگشته در سيتپور رحل اقامت انداخته ، همانجا فوت شد . 11 - ذكر مخدوم قاضى عثمان در بيلهء : در جميع اقسام علوم منقول و متداول تبحر « 1 » تمام داشته ، و همواره به تدريس علوم و افاده آن اشتغال مىنموده . و باخلاق حميده و صفات پسنديده متصف بود . و نهايت ورع و تقوى و پرهيزگارى داشته . و با وجود كمال دانشمندى و كبر سن به صفت تواضع و كسر نفس اتصاف ( f . 180 a ) داشته . و صاحب مقامات عليه و كرامات جليه بوده . و آنچنان قطع تعلقات امور دنيوى كه ايشان را دست داده بود ، [ در ابناء زمانه معاينه نمىشد ] « 2 » . و فى الواقع « ترك ما فى ايدى الناس » گرفته مطلقا كلى و جزوى برسم نذر و عطا از كسى قبول نمىكردند . و هميشه جماعه از طلبه و فضلا بسر وقت ايشان مىرسيده‌اند ، و به ضيافت آن مردم كما ينبغى مىپرداخته‌اند . و وفات مخدوم در سنه 1002 بود « 3 » . 12 - ذكر مخدوم عباس هنگورچه : اصل وطن مخدوم قصبهء پاتر بوده . و در اوائل سنه سبع و اربعين و تسعمايه بموضع هنگورچه تشريف فرموده رحل اقامت انداخت . و در علم تفسير و حديث و فقه و سائر علوم كمال مهارت داشته ، و تحقيق و تدقيق مسائل بر وجه اتم و اكمل فرموده . و در زهد و تقوى نظير نداشته . و آناء الليل و اطراف النهار را بانواع عبادات و طاعات حضورى « 4 » مىداشته . و در وقت قراءت حديث تخشع و تذلل « 5 » مىفرموده . و در حين گفتن قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم بى شعورى ايشان را دست مىداده ، و قطرات عبرات از ديدهايش فرو مىباريد ،

--> ( 1 ) ح : بهره ( 2 ) ح : آن حالت در اثناى هيچ كس معاينه نرفته و فى الواقع در حضور ايشان به غير مرگ ذكرى نبوده ( 3 ) ح : در سنه الف و عشرين بوده ، و آن ممكن نيست زيرا كه مير معصوم مؤلف اين تاريخ خود در سنه 1014 فوت شد ( 4 ) ح : مخصوص ( 5 ) ح : جمع و موال ( ؟ )