محمد معصوم البكري ( نامى )
237
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
و تسعين و ثمانمايه بود ، و در سن هشتاد و چار سالگى رحلت فرموده . و كاتب تاريخ وفات او « در بهشت آسود » ( 982 ) يافته . و وى را جذبه روى نموده بود ، كه اكثر ازمنه دران حالت به حكم ميرزا شاه حسن زنجيرى بپاى او مىنهادند ؛ و او با زنجير از قلعه خود را در طغيان آب از برابر برج ديوانخانهء ميرزا شاه حسن كه گرداب مخوفه دارد مىانداخت ، و ازان جانب آب از برابر كوه شكسته بر مىآمد . و اين امر مشاهدهء مردم شده بود . ذكر سادات و علما كه معاصر بودند با سلطان محمود خان در حين حكومت « 1 » 1 - ذكر شاه قطب الدين محمد بن شاه محمود بن شاه طيب هروى : مدتى مديد منصب ارجمند شيخالاسلام داشته . و ذكر اين عزيز در ضمن اعزهء معاصر ميرزا شاه حسن مذكور شد . 2 - ذكر مير سيد صفائى بن سيد مرتضى الحسينى الترمذى : به صفت نقابت و وفور حالت موصوف بود و به كثرت جود و سخا مشهور . پيوسته ( a 178 . f ) با علما و فضلا صحبت مىداشته . و مسافر و مجاور از موائد عوائد ايشان بهرهمند مىبودند . و همواره به مقتضاى « التعظيم لأمراللّه و الشفقة على خلق اللّه » عمل نموده ، للّه فى اللّه « 2 » در امداد محتاجان و زيردستان سعى موفور مىفرمود . و بعد فوت شاه قطب الدين به منصب شيخالاسلامى مشرف شده ، چند سال به استقلال گذرانيده ، در ذى قعده سنه 991 علم عزيمت بعالم آخرت برافراخت . شاه قريشى سيد صفائى * كافر اخت فلك لواى نورش ناگاه ازين جهان فانى * افتاد به آن جهان عبورش تاريخ چو جستمش ز نامى * گفتا « پر نور باد گورش »
--> ( 1 ) اين عنوان فقط در نسخه ح موجود است ( 2 ) ف : به قدر اليد