محمد معصوم البكري ( نامى )
206
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
از راه كيچ و مكران نمود . و در اثناى راه از دست قطاع الطريق شربت شهادت چشيد . 24 - ( شاه حسين ) تكدرى « 1 » : در سلك امراى ميرزا شاه حسن انتظام داشت . به حدت طبع و جودت ذهن و مكارم اخلاق و محاسن آداب سر آمد فضلاى زمان خود بوده . و در فن شعر و تاريخ مهارتى كامل داشت . و روضة السلاطين از جمله مصنفات اوست ( f . 153 b ) . 25 - مير شاه مسعود صدر « 2 » : در ايام حكومت ميرزا شاه حسن طالب علم خوش طبع بود و گاهگاه شعر نيز مىگفته . 26 - مولانا فخرى هروى « 3 » : مردى خوش طبع و اكابر بوده و شعر نيز مىگفته . بعضى تصنيفات دارد در صنايع و بدايع و عروض و قافيه . 27 - حيدر كلوج « 4 » : شاعر مشهور است و صاحب ديوان شعر است ؛ اين مطلع از اوست : دلا مجنون صفت خود را خلاص از قيد عالم كن * ره صحراى محنت گير و رو در وادئ غم كن و در سند آمده بود ، و مدفن ايشان در موضع پاتر است . 28 - مولانا مير محمد زرگر 29 - ملا جانى بندرى 30 - ملا ظهورى [ : هر سه شاعر خوش بيان بودند ] « 5 » . گفتار در مبادى احوال ميرزا عيسى ترخان ميرزا محمد عيسى بن مير عبدالعلى ترخان از صغر سن تربيت كردهء شاه بيگ بود ، و در سلك امراى عالى انتظام داشت . و در لشكر ملتان در حينى كه آمر آمرانى تهته را قبل نمود ، و امراى ميرزا شاه حسن كه در تهته بودند
--> ( 1 ) نسخه س احوال اين چهار بزرگ را ندارد و م حيدر كلوج را حيدر كلوخانداز مىنويسد ( 2 ) نسخه س احوال اين چهار بزرگ را ندارد و م حيدر كلوج را حيدر كلوخانداز مىنويسد ( 3 ) نسخه س احوال اين چهار بزرگ را ندارد و م حيدر كلوج را حيدر كلوخانداز مىنويسد ( 4 ) نسخه س احوال اين چهار بزرگ را ندارد و م حيدر كلوج را حيدر كلوخانداز مىنويسد ( 5 ) اين جمله از ح افزوده شد ؛ د ر فقط اسماى اين سه اشخاص ايراد كرده و هيچ ذكر از احوال ايشان نياورده