محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 18
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
سكهر كه وطن اوست . آن را از عمارات عالى و درختهاى بر و غيره زيورها پوشانيده . و در ميان درياى پنجاب ( اى مهران يا درياى سند ) كه در گرد و پيش قلعه بهكر جاريست عمارتى « ستياسر » نام بنا نهاده كه در روى زمين نيست ، و تاريخ آن را « گنبد دريايى » ( 1007 ) يافته . و گور خانه خود را بالاى كوهى كه مشرف بر باغات و درياى پنجاب است آنچنان ساخته كه كسى در عمل به مثل وى نشان نمىدهد . اولا مناره . . . ( كه الآن بمناره معصومى مشهور است ) كه منارهء ماندو و دهلى يك كهست ( ؟ ) بودند . يك حصه او از خشت پخته است ، اما گويا ريختهاند و درست كرده . مقابر پدر و برادر خود زبر آنها ( ؟ ) نمود ، و آيات و احاديث كه مدلل بر مغفرتست بالاى قبر خود در آن گنبد به خط كتبه كنده ، و بر تعويذ قبر نود و نه نام باريتعالى نوشته . شصت سال ازين عمارت گذشته ، رخنه در وى راه نيافته . اما در عمارت حويلى دست تصرف را كوتاه داشته ، تمثيل عمارات سائر الناس كرده . مىفرمودند كه بر عمر اعتماد نيست . بعد از وفات اين بنياد حويلى مندرس شود . الّا بر در خانه خود متصل مسجد بدر « 1 » باغچه در اراضى بيست ( ؟ ) بيگه راست ساخته ، گلها و درختهاى ميوهدار نشانده كه تفرجگاه عالم است » « 2 » . القصه مير معصوم يك بانئ آثار تاريخى و كتبه نويس برجسته بود ، و عقيدهاش اين بود كه بناى اين چنين عمارتها سبب خلود آدمى مىشود ، چنانچه اين بيت او بر آن دلالت مىكند : توان كردن تمام عمر را مصروف آب و گل * كه شايد يكدمى صاحبدلى در وى كند منزل
--> ( 1 ) عبارت مختل است و ليكن مقصد واضح . ( 2 ) دوست گرامم آقا سيد على محمد راشدى مدير اسبوعيه « ستاره سند » مقاله مفصلى بر آثار مير معصوم در بلدهء سكهر و رهرى و حوالى آن در « بهار نمبر » اسبوعيه مذكوره ، سال 1936 ، نشر نموده است ، و نيز آقاى پروفسور محمد شفيع در مخزن اورينتل كالج ، ماه اگست 1937 ، وصف اين آثار كرده است ، لهذا درين باب زيادتر صحبت كرده نمىشود .