محمد معصوم البكري ( نامى )

163

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

ميرزا شاه حسن صادر فرموده بودند كه طريقهء يك جهتى مرعى داشته ازان جانب روى توجه بگجرات نمايد ، و در حدود پتن توقف نموده عرضه داشت كند ( و ) به هر چه حكم صادر گردد عمل نمايد . ميرزا شاه حسن به جمعيت تمام از نصرپور سوار شده از راه رادن پور « 1 » به پتن رسيد ، و خضر خان كه از قبل سلطان بهادر در قلعهء پتن بود به تحصن قرار داد ، و مراعى و مواشى حوالئ پتن را بجاى دور دست بردند . و سلطان محمود خان با پانصد سوار پيش رفته دست بغارت بعضى قرى برد ، و در هفت گروهئ پتن منزل كرد . جانعلى پيشقراق را بملازمت ميرزا شاه حسن روانه ساخت . جنيد و جونه جاريجه را سلطان محمود خان بدرون قلعهء پتن نزد خضر خان فرستاد كه چون ميرزا شاه حسن با سپاه گران آمده ، لائق آنست كه تو بملازمت ايشان مشرف گشته قلعه را تسليم نمائى ، و با عيال و اطفال بسلامت بر آمده بهر جائى كه ارادهء تست به روى . او در جواب گفت كه سلطان بهادر سلامت در كرنال نشسته ، مرا چه ضرورت ( f . 121 a ) واقع شده كه من قلعه را به مغلان سند بدهم . عاقبة الامر جنيد و جونه نزد مادر خضر خان رفته پيغام سلطان محمود خان رسانيدند و گفتند كه مناسب حال شما نمىبينيم كه ما برخاسته بى تحفه و پيشكش نزد سلطان محمود خان برويم . مادر خضر خان گفت : صلاح چيست ؟ گفتند : يك لك فيروز شاهى به مهمانئ ميرزا شاه حسن و سى هزار ديگر به سلطان فرستيد كه ما لشكر را بكوچانيم . الغرض يك لك و سى هزار فيروز شاهى را مصحوب معتمدان خود فرستاده . صباح آن ميرزا شاه حسن آمده بر سر تال پتن نزول فرمود . سلطان محمود خان بملازمت ميرزا شاه حسن رسيده طلب رخصت نمود كه پيشتر رود . ميرزا شاه حسن فرمود كه اوّلا كسى بملازمت حضرت

--> ( 1 ) ح : راندن پور ؛ ف : رايدن پور