محمد معصوم البكري ( نامى )
157
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
كه بعد فوت سلطان محمود لنگاه ميان اقربا و امرا واقع شد ، هر يكى ناحيتى را مضبوط ساخته اطاعت ديگرى نمىنمود ؛ و سلطان حسين نام پسر او خورد سال بدست شيخ شجاع بخارى و عورات لنگاهان افتاده بود و از دست او كارى نمىآمد . بنا بران فتنه و فساد و جور و ظلم و تعدى در ملتان پيدا آمد . ازين جهة اكابر و اهالى و عامه رعايا طالب حاكم ديگر شدند ، تا آنكه لنگر خان بملازمت ميرزا شاه حسن رسيده حالات ملتان و ملتانيان بعرض رسانيد ، و ميرزا را بران داشت كه كمند انديشه بر كنگرهء تسخير بلدهء ملتان اندازد . بنا بران عزم نموده ، مسكين ترخان را بر سبيل قراول پيش فرستاد . و مردم لنگاه از توجه جنود ارغون واقف شده ، بعد از تقديم مشورت عمدة المشايخ شيخ اسماعيل قريشى را برسم رسالت فرستاده التماس مصالحه نمودند . و خدمت شيخ در ( f . 116 a ) حوالى مؤو « 1 » بميرزا شاه حسن پيوسته . نواب ميرزا شاه حسن در تعظيم و تكريم شيخ به قدر امكان مبالغه فرمود ، و مبلغى بطريق مهمانى بملازمان شيخ عطا نمود . و شيخ در تمهيد قواعد صلح گفت و شنيد نمودند ، اما فايدهء بران مترتب « 2 » نگشت . شيخ با لنگر خان گفت : پس ما را به تهته پيش عزيزان ما فرستند . لنگر خان از ميرزا التماس كرد ، كه چون خدمت شيخ در تهته خويشان دارند ، اگر حكم فرمايند شيخ بجانب تهته عزيمت نمايد . ميرزا التماس لنگر خان را مبذول داشته شيخ را رخصت سند فرمودند ، و موضعى از حوالئ تهته به صيغهء سيورغال مقرر نمودند . و از انجا كوچ بكوچ روانهء ملتان شدند . بعد از قرب وصول لشكر ارغون وهم « 3 » بر لنگاه غالب گشته بملتان در آمدند . و لنگر خان با عساكر ميرزا بهتى كهلوان « 4 » را تاخته غله و مواشى و سائر اشيا را به اردوى ميرزا آورد ، و عساكر نصرت مآثر محاصره و محاربه كردند .
--> ( 1 ) ح : ملتان ؛ ف : مؤ ( 2 ) ح ف : مرتب ( 3 ) ح : بيم ( 4 ) ح : تهتى كهلو ؛ د : تلهتى كهلوان ؛ ر : بهتى كيلوان