محمد معصوم البكري ( نامى )

145

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

مراجعت نموده در قلعهء ماتيله در آمد . مردم دهر بلوچان را كه در قلعهء سيوراى بودند باعث شدند كه مردم مغول دست انداز كرده مال و مواشى را برده‌اند ، تا شما دستبرد نخواهيد نمود ، هميشه اين عمل خواهند كرد . بلوچان سيوراى جمعيت كرده ( f . 106 a ) مردم مهر را تاختند . بابا احمد خبر دار شده ، تعاقب نموده ، در برابر اوباره با هم ملاقات كرده ، بجنگ در پيوستند . بالآخره بلوچان شكست يافته ، اكثرى مردم بقتل رسيدند ؛ و از مردم دهر چندى را دستگير نموده در بند كردند . و ميرزا شاه حسن فوجى را بجهة تاخت بلوچان تا موضع كندى و وتر « 1 » فرستاده بود . آن جماعت نيز بلوچان را تأديب نموده در حين مراجعت مردم ماچى را كه تعلق به اوباره داشتند ، بعضى را قتل كردند و جمعى را اسير نموده گوشمال خوب دادند و مردم مبلغى پيشكش كردند و دخترى به بابا احمد دادند . و اوباره را بابا احمد به تصرف خود آورد . چون خاطر ازان محل جمع نمود ، جمعى را در آنجا گذاشته به بهكر آمد . و در حين طغيان آب شتران سر كار ميرزا كه باهتمام مردم دهر و مهر محمد فراش قريب ماتيله نگاه مىداشتند ، بلوچان سيوراى و جت كه در حوالئ ديراور و فتحپور و آن حدود بودند خبر يافته ، جمعيت نموده ، آمده شتران ميرزا تاختند . اين خبر به بهكر رسيد . بابا احمد با سيصد سوار از بهكر بر آمده بايلغار خود را به ديراور رسانيد ، و جمعى را از ايشان مقتول ( f . 106 b ) ساخت ، و شتران را باز گردانيده مىآورد . چون برابر بهتى واهن رسيد بلوچان سيوراى و مردم دهر جمعيت نموده سر راه گرفتند . جنگ عظيم واقع شد ، تا آنكه بابا احمد زخمهاى كارى خورده ازان معركه برآمد . چون بحوالئ ماتيله رسيد ، از اسب افتاد و مرغ روحش پرواز كرد .

--> ( 1 ) ح : كندهى و دهر ؛ ر : دير ؛ م : كندهى و دير