محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 11
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
نيز مؤيد اين مقال است . در جلد دويم ، ص 226 ، گويد كه در بيست و هفتم شعبان كه مظفر گجراتى از محلى كه ديوار قلعه شكسته بود داخل احمد آباد شد « مير معصوم بكرى كه از سادات رفيع الشان بكر بود و فى الجمله طبع نظم و سليقهء شعر فهمى داشت ، و در سلك امراى پادشاهى در هنگام فتح بكر منتظم شده بود ، دران وقت كومكى گجرات بود ، و زين الدين در دوازده گروهئ احمد آباد باعتماد خان پيوستند و خبر آمدن مظفر را به شهر رسانيدند » . از جنبهء اين دو گواه معتبر ما نمىتوانيم از گفتن اين خوددارى كنيم كه روايت مآثر الأمراء قطعا قابل مدافعه نيست . بلك خيلى ممكن است كه مير معصوم در ايّام شيخ الاسلامىء پدر خود سيد صفائى تقرّب بدربار سلطان محمود خان حاصل كرده باشد و چون بعد از فوت او ( سنه 982 ه ) ايالت بهكر به بندگان حضرت اكبر پادشاه تحويل شد ، مير معصوم نيز بوصايت پدر درجهء معتبرى در حضور اكبر پادشاه يافته باشد ، و بعد از ان فرصت مراجعت به بهكر نداشته تقريبا بيست سال در خدمت سركار اكبر بأماكن مختلفه گذرانده باشد . اول وقتى كه اسم او را در طبقات اكبرى مى يابيم در سنه 984 ه هست ، چون در تحت سردارى آصف خان با امراى ديگر مانند ميرزا محمد مقيم و تيمور بدخشى و غير هم در شكست راجهء ايدر شركت نمود « 1 » . اگر فى المثل فرض كنيم كه درين سال بگجرات آمده ، محتمل است كه دو سال گذشته را در حضور اكبر پادشاه بسر برده باشد و بعد از ان پادشاه او را بطور كومكى بگجرات فرستاده باشد « 2 » . بعد ازين اسم او در طبقات
--> ( 1 ) جلد دويم ، ص 330 - 331 . ( 2 ) ظن قوى است كه درين سال كه مطابق سال بيست و دوم الهى است در سلك كومكيان شهاب الدين احمد خان ( المتوفى 999 ه ) منتظم شده باشد ، از آنجائي كه مشار اليه در سال بيست و دوم الهى ( 984 ه ) ، بعد از انكه كارهاى گجرات از وزير خان باختلال آمد ، بحكومت اين صوبه فرستاده شد ( جلد دويم ، ص 569 ) ، و ليكن صاحب مآثر الامرا در ذكر احوال مير معصوم ( جلد سيوم ، ص 327 ) گويد كه بعد از آشنائى او با نظام الدين بخشى ( كه تعيين او ببخشيگرى گجرات در سنه 991 ه شد ، راجع