محمد معصوم البكري ( نامى )
105
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
و فتحپور قلعهء بود كه از سيوى پنجاه گروه جانب سند واقع شده . و الحال فتحپور خرابست و قلعه و عماراتش موجود . اولاد سلطان پير ولى قريب بهزار سوار از دولتشاهى و برغدائى و كوريائى و نورگائى « 1 » و مردم بلوچ و احشام ديگر تا دو سه هزار كس جمعيت نموده به جنگ پيش آمدند . و بالآخره فتح از جانب شاه بيگ شد ، و از اينها بعضى كشته شدند و برخى بجانب سند رفتند . و شاه بيگ باز گشته به سيوى آمده روزى چند اقامت نموده طرح باغات و عمارات انداخته و قلعه بنا فرموده جمعى را از مردم كارى تعين ( f . 75 a ) كرده به قندهار معاودت نمود . گفتار در بيان آوردن ماه بيگم « 2 » از كابل چون شاه بيگ مراجعت نموده از سيوى به قندهار آمد و سير كنان به زمين داور و گرمسير رسيد ، دران اثنا كه به منزل اول بر آمد و بمردم دلدارى داده نوازش بسيار نمود ، والدهء ماه بيگم ، بىبى ظريف خاتون « 3 » ، نمد سياه در گردن كرده پيش دروازهء خانه بايستاد . و چون شاه بيگ برآمد در دامنش آويخت كه به همه حال ماه بيگم يادگارى از برادر تو مانده بدست بايد آورد . و داغ مفارقت برادر بر شاه بيگ ازين حالت تازه شد و در فكر آوردن ماه بيگم طريق مشورت باصحاب خلوت مسلوك داشته . خواتين عصمت فاطمه سلطان بيگم و خانزاده بيگم كه حرم شاه بيگ بودند چنان صلاح ديدند كه دولت كته « 4 » كه يكى از خادمهء حرم محمد مقيم است او را پيشتر بكابل فرستيم ، تا او بلطائف الحيل به ماه بيگم آشنا گشته ، اين معنى را مصمم « 5 » ساخته خبرى فرستد . بعد از ان جماعهء كه محرمان و مخصوصان باشند رفته بيگم را مخفى از كابل برآورده از راه هزاره « 6 » به
--> ( 1 ) م : نور گاهى ( 2 ) ح زياد دارد : مذكوره ( 3 ) م ندارد : خاتون ( 4 ) م در همه جاها : اتكه ؛ ر : كيشه ( 5 ) م : مخمر ( 6 ) ف : هرات