محمد معصوم البكري ( نامى )

103

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و ديگر آنكه حالت و جمعيت مرا معلوم سازند . فى الحال كس به اطراف و جوانب فرستاده مردم خود را طلبيده با جمعيت و كثرت تمام باستقبال برآمد ، و در بيرون قندهار سه روز اقامت نموده و ايلچيان را راضى ساخته ، از همان بيرون رخصت نمود . و در سنه ثلث عشر و تسعمايه ظهير السلطنة و الخلافة محمد بابر پادشاه از كابل و غزنين با سپاه ظفر قرين رايت نصرت آئين بعزم تسخير قندهار و زمين داور بر افراخت . و شاه بيگ و محمد مقيم با سپاه فراوان به قصد محاربه پيش آمده جنگ عظيم نمودند ، و بعد از كشش و كوشش بسيار نسيم نصرت « 1 » و ظفر بر پرچم علم بابر پادشاه وزيد ؛ و شاه بيگ و محمد مقيم منهزم گرديدند ، و تمامئ مملكت قندهار ( f . 73 b ) و زمين داور بتحت تصرف پادشاهى در آمده ، خزائن امير ذو النون را كه مدتى مديد اندوخته بود بر امراء و سران « 2 » سپاه قسمت نمود ، و زمام حكومت قندهار در قبضهء اقتدار برادر عالى گوهر خويش سلطان ناصر الدين ميرزا نهاده عنان مراجعت بكابل انعطاف داد ، و ماه‌بيگم صبيهء محمد مقيم را نيز به بند برد . اما بعد از چند ماه شاه بيگ و محمد مقيم با لشكر جلادت اثر بقندهار باز گشته ، آن مملكت را از سلطان ناصر الدين ميرزا انتزاع كردند ، و ميرزا بكابل شتافت ، و شاه بيگ و محمد مقيم روى بسرانجام مهام ولايت خود آوردند . مقارن آن حال محمد مقيم را متقاضئ اجل در رسيده از عالم فانى بجهان جاودانى منتقل گرديد . و حضرت ظهير السلطنة و الخلافة ماه‌بيگم را بآئين شريعت مطهره در حبالهء نكاح محمد قاسم كوكه درآورد . و بعد از چند گاه دخترى ازو متولد شد . ناهيدبيگم او را نام كردند . و قاسم كوكه در جنگ اوزبك مقتول گشت .

--> ( 1 ) ف م : فتح ( 2 ) م : ساير