محمد معصوم البكري ( نامى )

مقدمه 6

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

ترجمهء حال مؤلف سيد نظام الدين محمد معصوم المتخلص بنامى « 1 » بن سيد صفائى « 2 » الحسينى الترمذى اصلا و البكّرى مسكنا و مدفنا شب دوشنبه تاريخ هفتم رمضان 944

--> ( 1 ) ترجمه كافى و مبسوط از مير محمد معصوم بدست نمىآيد . نظام الدين بخشى ( المتوفى 1003 ه ) مؤلف طبقات اكبرى كه مير معصوم در صحبت او سالها بوده فقط بيك دو سطر احوال اكتفا مىنمايد و او را از سادات صفوى مىشمارد ( جلد دويم ، ص 500 ) و بعد ازو عبد القادر بدايونى مؤلف منتخب التواريخ ( جلد 3 ، صص 364 - 366 ) كه از دوستان مير معصوم بود بعضى از احوال و اشعار او ذكر كرده . و بعد ازو شيخ فريد بن شيخ معروف بكرى صدر سركار بكر و صاحب « ذخيرة الخوانين » كه در حوالى سنه 1060 ه تأليف شده سخنى از كتبه‌ها و عمارتهاى مير معصوم ميراند . نسخهء خطى ازين كتاب نفيس در كتابخانهء خصوصى مولوى عبد الحق مدرس اردو بكليهء عثمانيه موجود است ، و دوست گرامم آقا محمد عبد اللّه چغتائى كه در كتبه خوانى مهارت وافى دارند و الآن براى تحصيلات بپاريس رفته‌اند فقرهء راجع بمير معصوم ازان نسخه و نيز چند كتبه كه مشار اليه از ناگور بدست آورده و حاكى به حال مير معصوم است به بنده فرستاده رهين منت ساختند . و بالآخره نواب صمصام الدوله شاه نواز خان ( المتوفى 1171 ه ) در تأليف ثمين خود « مآثر الأمراء » كه در سنه 1194 ه بر دست پسرش اتمام يافت ترجمهء حال مير معصوم و فرزندش مير بزرگ را قدرى به بسط درج كرده است . بلاخمن مترجم « آئين اكبرى » ( جلد اول ، ص 514 ) و ديگران كه از مير معصوم صحبت نموده‌اند بر اين كتاب معمول دارند . شش سال قبل يعنى در سنه 1931 م تاريخ 25 ديسمبر افراد خاندان سادات معصومى در اعزاز سجاده نشينى سيد ثابتعلى شاه جشنى در شهر سكهر قديم منعقد كردند ، و وجهاى بلد را كه ما بين آنها دوست گرامم سيد على محمد راشدى مالك روزنامه هفتگى « ستارهء سند » نيز حاضر بود ، دعوت شركت دادند ، و دران جلسه بعضى از تحف و سوغاتها كه مير معصوم از شاه عباس صفوى پذيرفته بود و ديگر آثارش و سندات و تأليفات مانند تاريخ معصومى و ديوان نامى و مثنوى ناز و نياز و طب نامى نمايش دادند . رؤية اين يادگاريهاى غريبه دوستم را بر آن داشت كه سوانح حيات مير معصوم را فراهم آرد ، چنانچه روز ديگر كتابچه‌اى بنام « حيات معصوم » نوشته در مطبعهء خود چاپ نمود . سال گذشته در اواخر ماه ابريل كه بنده در سكهر بودم ، و متن تاريخ معصومى را با نسخهء سادات معصومى كه بتوسط دوستم عاريت گرفته بودم تطبيق مىكردم ، كه آن مهربان همه مواد خود را كه از شجرهء خانوادهء معصومى و از سندات و فرامين اكبرى كه نزد ايشان مودع است جمع كرده بود ، به من ارزانى داشت كه آن را بهر وجهى كه خواهم استعمال كنم ، و بنده بواسطهء اين شفقت فوق العادهء ازو خيلى متشكر هستم . ( 2 ) تمام نسب مير معصوم مطابق شجرهء خاندانى همين طور است : سيد معصوم بن سيد صفائى بن سيد مرتضى