محمد معصوم البكري ( نامى )

75

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

دعا كنيد كه بى سبب شرعى به جائى نروم ، و كسى نيز اينجا نيايد ، مبادا خون مسلمانان بيگناه ريخته شود ، و عند اللّه سبحانه « 1 » شرمسار گردم . در زمان دولت او ( f . 52 a ) احياى سنن بنوعى شيوع يافته بود كه ما فوق آن تصور نتوان كرد . و در مساجد اقامت جماعت به نهجى مىبود كه صغير و كبير محله در مسجد حاضر آمده بگذاردن نماز تنها راضى نبودند . اگر وقتى از يكى جماعت فوت شدى ، بغايت نادم گرديده دو سه روز به استغفار مشغول مىبود . و در آخر سلطنت جام نظام الدين لشكر شاه بيگ از قندهار آمده مواضع اكرى و « 2 » چندوكه و سيديچه « 3 » را تاخت نمودند . جام لشكر عظيم بجهة دفع فساد مغولان فرستاد . و آن لشكر تا قريه كه مشهور است به جلوكير رسيده جنگ صعب نمودند . و دران جنگ برادر شاه بيگ « 4 » بقتل رسيد و هزيمت يافته عنان بجانب قندهار برتافتند ، و تا زمان حيات جام نظام الدين ديگر به سند نيامدند . و جام نظام الدين اكثر اوقات بمذاكره و مباحثهء علمى با علماء آن زمان مشغولى مىنمود . و جناب مولانا جلال الدين محمد دوانى از شيراز داعيهء ملك سند نموده مير شمس الدين و مير معين را كه هر دو شاگردان مولانا بودند به تهته فرستاده استدعا نمود كه آنجا آمده سكونت نمايد . جام نظام الدين منازل لايق تعين نموده اسباب معيشت را ( f . 52 b ) معد و مهيا گردانيد ، و مبلغى براى خرج راه مصحوب ايشان فرستاد . پيش از وصول رسولان مولانا سفر آخرت اختيار فرمودند . و چون مير شمس و مير معين را صحبت جام نظام الدين در افتاده بود ، مراجعت نموده به تهته اقامت نمودند « 5 » .

--> ( 1 ) م زياد دارد : و تعالى ( 2 ) م : « اكثرى از » بجاى 10 a « اكرى و » ( 3 ) تحفه زياد دارد : كوت ماچيان ( 4 ) تحفه نامش « ابو محمد ميرزا » دارد ( 5 ) م : آمدند