محمد معصوم البكري ( نامى )

68

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

اثنا اين مردم با تيغهاى برهنه برآمده قصد او كردند . و جمعى كه با او بودند هر چند بمدافعه كوشيدند فايدهء ( a 47 . f ) مترتب « 1 » نگشت . و جام عليشير را در لحظه بدرجهء شهادت رسانيدند ، و هم چنان دوان بسراى او درون رفتند . چون شور و غوغا شد ، مردم خبردار گشته و جمع آمده ديدند كه كار از دست رفته بود . ناچار سر انقياد بر خط فرماندهئ ايشان نهادند . و آوان « 2 » حكومت عليشير هفت سال بود . ذكر جام كرن بعد از شهادت جام عليشير به اتفاق برادران بر مسند ايالت بر آمد . و او نسبت باعيان و اشراف شهر ناخوش بود ، و به اين مردم انحراف مزاج داشت . خواست كه در اوائل جلوس مردم را بقيد آورده بعضى را مقتول و برخى را محبوس گرداند . در همان روز يا روز ديگر كه او مجلس سلطنت را بياراست و بار عام داده خاص و عام را طلب نمود ، در باب استمالت به آنها سخنان مىگفت . چون مايدهء طعام آوردند ، بعد از فراغ طعام برخاست و بطهارة خانه روانه شد . در ان ميان جمعى فدائيان كه به ترغيب و تحريص آن مردم حاضر آمده بودند ، او را بر در طهارة خانه پاره پاره ساختند . و چون باعث كشتن كرن فتح خان بن سكندر « 3 » بود ، باتفاق لشكريان ( b 47 . f ) و رعيت بر مسند سلطنت جلوس نمود . ذكر جام فتح خان بن سكندر چون وى بر تخت سلطنت بر آمد قواعد ايالت و قوانين امارت را استحكام داده كمال تيقظ و هوشيارى در امور جهاندارى مىنمود . همدران هنگام ميرزا پير محمد كه از نبائر حضرت صاحبقران امير تيمور گورگان بود بحوالئ ملتان رسيده ، بلدهء ملتان و اوچه را گرفته چند گاه توقف نمود .

--> ( 1 ) ح ف م : مرتب ( 2 ) م ندارد : آوان ( 3 ) ف زياد دارد : خان