محمد معصوم البكري ( نامى )

66

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

ملازمت سلطان فيروز شاه بود و خدمات پسنديده ازو بوقوع آمد ( b 45 . f ) سلطان فيروز شاه او را مشمول عواطف خسروانى گردانيده چتر پادشاهان « 1 » عنايت كرد ، و باز بحكومت ولايت سند آمده باستقلال تمام بنشست و مدت پانزده سال بحكومت و كامروائى « 2 » بسر برد ، و بالآخره به سفر آخرت شتافت . ذكر جام تماچى بعد از فوت برادر بر اورنگ امارت جلوس نمود ، و بمشاغل ملك و حكومت پرداخت . و او مردى فراغت دوست بود و به عيش و سرور اوقات بسر مىبرد . و مدت سيزده سال بر وسادهء ايالت تمكن داشت ، و به مرض طاعون در گذشت . ذكر جام صلاح الدين بعد از فوت جام تماچى بشغل حكومت مشغول گشت . نخست بامور سرحد كه بواسطهء تمرد بعضى احشام بر هم خورده بود پرداخته بضبط و ربط آن جماعت لشكرى فرستاد كه گوشمالى داده . بعد از تاديب و تنبيه هر فريق روى توجه بجانب كچ نمود . و او را محاربات سخت بمردم كچ واقع شد . اما در جميع معارك نسيم فتح بر علم صلاح الدين وزيد ، و به فتح و غنائم مراجعت نموده به مهمات سپاهى و رعيت كما ينبغى مى پرداخت . و بعد از يازده سال و چند ماه از عالم فانى بملك جاودانى ( a 46 . f ) انتقال نمود . ذكر جام نظام الدين بن جام صلاح الدين پس از فوت پدر باتفاق امرا بر تخت سلطنت جلوس نمود . و عمگان « 3 » او كه بمقتضاى مصلحت ملك در قيد حبس بودند بر آورد . و آنها ملك سكندر و كرن و بهاؤ الدين و آمر بودند . هر يكى را به ناحيهء فرستاده امور ملكى را به بعضى نويسندها باز گذاشته ، شب و روز به عيش

--> ( 1 ) م : پادشاهانه ( 2 ) ف كاموانى ( 3 ) ف : همگنان