محمد معصوم البكري ( نامى )

64

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

جام تماچى بن جام انر ( و پسرش خير الدين ) باتفاق اعيان ( a 44 . f ) مملكت بر سرير سلطنت موروثى جلوس نمود . و لشكر سلطان علاؤ الدين بعد از جنگ جام تماچى بن انر را دستگير كرده با عيال در دهلى بردند ، و او را آنجا فرزندان شدند . و طائفهء سمه در حوالئ تهرى مىگذرانيدند و عمال جام انر سر رشتهء مهمات را بدست آورده در تنسيق و ترويج معاملات مىكوشيدند . بعد مضئ مدت ملك خير الدين ولد جام تماچى كه در صغر سن با پدر بدهلى رفته بود بعد فوت پدر به سند آمده ولايت را متصرف شده بحكومت بنشست . و بعد از اندك فرصت سلطان محمد شاه از راه گجرات به سند آمد ، و چون جام خير الدين محنت بند و زندان كشيده بود ، هر چند سلطان محمد شاه « 1 » او را طلب نمود او ملازمت را به خود قرار نتوانست داد ، تا آنكه سلطان محمد شاه بن تغلق شاه در حوالئ تهته علم عزيمت سفر آخرت بر افراشت . آورده‌اند كه بعد از فوت ( او ) سلطان فيروز شاه وصاية و وراثة بر سرير سلطنت صعود نموده عازم دار الملك دهلى گشت . و جام خير الدين چند منزل تعاقب نموده از حوالئ سنّ كه از مضافات سهوان « 2 » است معاودت كرد . سلطان فيروز شاه را ( b 44 . f ) آن خدشه بخاطر بود . و جام خير الدين بعد از عزيمت و نهضت سلطان فيروز شاه بساط عدل و احسان مبسوط گردانيده در ترفيه حال رعايا و عامهء برايا كمال اهتمام مى نمود . و از نوادر وقائع آنكه ازان جام نيكو سرانجام آورده‌اند كه روزى با جمعى از خواص و خدم به سير و تماشا بر آمده . ناگاه استخوان آدميان بنظرش در آمد كه در مغاكى افتاده بود . عنان كشيده لحظه در ان عظام

--> ( 1 ) ح افزايد : بن تغلق شاه در حوالى تته ( 2 ) م : سيوان ؛ ح ف : سيوستان