عبد الرضا سالار بهزادى

60

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

حملهء امير تيمور گوركانى و قتل عام شهزادگان مظفرى در قريهء مهيار اصفهان درهم‌پيچيده شد . در تمام اين گيرودارها بلوچستان استقلال خود را تحت لواى امراى محلى خود حفظ نمود . اميرزاده پيرمحمد پسر امير تيمور يكى از سرداران گوركانى به نام امير جلال الدين حميد را به معاونت امير ايدكو ، حكمران گوركانى كرمان براى تسخير بلوچستان فرستاد ، امّا وى « . . . تا كيج برفت و قتل و غارت نمود ، لكن بلوچستان به حوزهء تصرف حكمران كرمان نيامد . . . » 31 استقلال بلوچستان همچنان در طول سالهايى كه فاتحين شرقى و غربى گوركانيها و سپس آق قويونلوها ، غالب بلاد ايران را در زير سم ستور خود به ويرانه مبدل ساخته بودند و « باد بىنيازى خداوند » 32 را با مرگ و وحشت و ويرانى به ارمغان مىآوردند تا دوران امپراتورى صفوى بلاتعرض باقى ماند . برآمدن دولت صفوى به چند قرن تركتازى اقوام گوناگون در عرصهء سرزمين ايران پايان بخشيد . شاه اسمعيل صفوى در جريان انضمام ولايات ايران به قلمرو سلطنت نوبنياد خود در 909 هجرى قمرى كه به فارس رفته بود ، خان محمد استاجلو ، معروف به خان سلطان را مأمور تسخير كرمان نمود و بدين ترتيب كرمان نيز در آن سال در حيطهء امپراتورى در حال تكوين صفوى قرار گرفت ، اما هنوز امراء و ملوك محلى بلوچستان در استقلال بسر مىبردند . تنها مطلبى كه در مورد بلوچستان در عهد شاه اسمعيل اول به نظر نگارنده رسيده است در قراردادى است كه بين نخستين شاه صفوى با آلفونسو دو آلبوكرك نايب السلطنهء پادشاه پرتقال در هندوستان در مورد چشم‌پوشى شاه ايران از جزيرهء هرمز بسته شده است و يكى از مواد آن قرارداد تعهد كمك نيروى دريايى پرتقال به دولت ايران در فرونشاندن انقلابات سواحل بلوچستان و مكران است . 33 بلوچستان بطور قطعى در سنهء 1022 - به روايت وزيرى در تاريخ كرمان - و يا بنا به روايت موثق‌تر ملا جلال الدين محمّد منجم يزدى ، منجّم مخصوص و از درباريان مقرب شاه عباس اوّل كه وقايع سلطنت شاهنشاه صفوى را تا سال 1020 هجرى قمرى در تاريخ عباسى به رشتهء تحرير درآورده است ، در سنهء 1018 در زمان سلطنت شاه عباس كبير به دست شاه وردى سلطان محمودى از سرداران شاه عباس به امپراتورى صفوى منضم گرديد . ملا جلال متذكر مىگردد كه در زمان سلطنت شاه طهماسب اوّل نيز بلوچستان ضميمهء شاهنشاهى صفوى گشته بود ، امّا در اغتشاشات بعد از مرگ شاه طهماسب دوباره از قلمرو امپراتورى منتزع گرديده و اميران صفّارى آن ديار مجددا استقلال خود را بازيافته بودند . 34 مؤلف تاريخى عباسى شرح نسبتا جامعى از چگونگى فتح بلوچستان توسط سردار محمودى شاه عباس ارائه داده ، مىنويسد كه سرانجام ملك شمس الدين ، ملك صفارى بن فهل - بمپور - در خود توان مقاومت نديده از در تسليم پيش مىآيد و در نامه‌اى به شاه وردى سلطان ضمن اظهار تسليم و عبوديت نسبت به شاه متعهد مىگردد كه علاوه بر پرداخت ماليات و باج و خراج ، ساير مناطق مكران را كه هنوز در استقلال بسر مىبردند به نام شاه و براى شاه فتح كند و