عبد الرضا سالار بهزادى

40

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

17 - سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان كه در فاصلهء 715 تا 720 قمرى نوشته شده . تأليف ناصر الدين منشى كرمانى بتصحيح و اهتمام عباس اقبال تحت نظر علامهء مرحوم محمد قزوينى ، انتشارات اساطير ، تهران ، 1362 . اين كتاب همانطور كه از توضيح عنوان آن مشخص است ، تاريخ قراختائيان كرمان از بقدرت رسيدن براق حاجب در كرمان به هنگام حملهء مغول به ايران و افول ستارهء بخت خوارزمشاهيان تا سلطنت قطب الدين شاه جهان در اوايل قرن هشتم هجرى را شامل است و آنطور كه خود مؤلف توضيح مىدهد ذيلى است بر كتابى تحت عنوان « تاريخ شاهى » تأليف خواجه شهاب الدين ابو سعيد نامى ( ص 6 ) و نيز در انتهاى آن فصلى است تحت عنوان « تتمة التاريخ » كه بنابر توضيح شادروان اقبال تنها در يكى از نسخ باقيمانده از اين كتاب ( نسخهء استانبول ) موجود بوده و بهرحال مطلب عمده‌اى در آن فصل نيست . سمط العلى للحضرة العليا از تواريخ نادر و معدودى است كه بشرح دوره‌اى خاص از تاريخ كرمان اختصاص دارد . 18 - زندگانى شاه عباس اوّل تأليف نصر الله فلسفى ، انتشارات علمى ، تهران ، 1364 ، در پنج جلد . اين تأليف بزرگ استاد فقيد شهرت و مقام حقّهء خاص خود را در ميان عناوين تاريخ ايران كسب نموده و هنوز معتبرترين مرجع ايرانى براى تاريخ زندگانى و سلطنت شاه بزرگ صفوى بشمار مىرود و هرمطلبى كه در معرفى اين اثر ارزشمند كه مستغنى از هر تعريف و توضيحى است گفته شود زايد به نظر مىرسد . 19 - عالم‌آراى نادرى تأليف محمد كاظم مروى وزير مرو به تصحيح و با مقدمه و توضيحات دكتر محمد امين رياحى ، انتشارات زوّار ، تهران 1364 ، در سه جلد . از تواريخ بالنسبه معتبر زمان نادر شاه است كه از مزايايى چند نسبت به تواريخ رسمى زمان نادر مانند تاريخ جهانگشاى نادرى تأليف ميرزا مهدى استرآبادى برخوردار مىباشد . بزرگترين مزيت عالم‌آرا بر كتاب ميرزا مهدى نثر آن است كه در مقايسه با نثر مغلق و پرتعقيد جهانگشا ، بالنسبه روان و ساده بوده و در نتيجه كتاب را از جذّابيت بيشترى برخوردار ساخته و قابل خواندن مىسازد ؛ و هرچند كه عالم‌آرا نيز سرشار از مدح و ثناست امّا در مقابل كتاب ميرزا مهدى صميمىتر و قابل اعتمادتر مىنمايد و حتى همان مدايح كتاب نيز در بسيارى موارد صميمانه و برخاسته از اعتقاد قلبى مؤلف به نظر مىرسند . امّا نويسنده بهرحال چون از طبقهء عوام بوده و در نتيجه افسانه‌ها و گزافه‌هاى گاه خنده‌آور رايج بين عوام الناس را باور مىداشته ، عين اين افسانه‌هاى بىپا و عجيب و غريب