عبد الرضا سالار بهزادى

390

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

( 355 ) - منظور از « اين دفعه » مرتبهء دوم حكومت عبد الحسين ميرزا فرمانفرما در كرمان است كه از آخر سال 1312 شروع شد . ( 356 ) - درّان خان و ياراحمد خان كه در متن نامه به آنها اشاره شده است دو تن از خوانين منطقهء رودبار جيرفت بوده‌اند . ( 357 ) - اظهار اين مطلب از سوى امين السلطان خود شاهد ديگرى است بر دخالت فرمانفرما در مشكلات حكومت صاحبديوان و سرانجام عزل وى از حكومت . به توضيحات اسناد مربوطه در مورد عزل صاحبديوان از حكومت كرمان رجوع فرمائيد . ( 358 ) - پيچى ئيل - سال ميمون ، نهمين سال از دورهء دوازده‌سالهء سالشمار تركان و قبچاقيان و ايغوران كه پس از استيلاى مغول در ايران رواج يافت . سالهاى مذكور از اين قرار است : 1 - سيچقان ئيل - سال موش ، 2 - اود ئيل - سال گاو ، 3 - بارس ئيل - سال پلنگ ، 4 - توشقان ئيل - سال خرگوش ، 5 - لوى ئيل - سال نهنگ ، 6 - ئيلان ئيل - سال مار ، 7 - يونت ئيل - سال اسب ، 8 - قوى ئيل - سال گوسفند ، 9 - پيچى ئيل - سال ميمون ، 10 - تخاقوى ئيل - سال مرغ ، 11 - ايت ئيل - سال سگ ، 12 - تنگوز ئيل - سال خوك . ( فرهنگ معين ) . ( 359 ) - احتمالا موضوع اين تلگراف با شايعهء عزل فرمانفرما ( سند 87 ) بىارتباط نيست . ( 360 ) - خوانده نشد . ( 361 ) - سابقى و نمدادى از طوايف منطقهء رودبار و رمشك ( نمداد منطقهء شرق رودبار جيرفت ، شمال جازموريان و غرب بلوچستان است ؛ رمشك منطقه‌اى در شرق مارز و بشاگرد ، جنوب جازموريان و غرب بلوچستان ) . ( 362 ) - نام يك طايفه يا محل خوانده نشد . ( 363 ) - منظور از « نوكر اسد اللّه خانى و محمد قاسم خانى » دانسته نشد يحتمل سربازانى از واحدهايى مأمور بلوچستان كه به نام فرماندهانشان خوانده و شناخته مىشده‌اند . ( 364 ) - خوانده نشد . ( 365 ) - على خان پسر ابراهيم خان ميرپنجه . ( 366 ) - منظور منطقهء سرباز است . ( 367 ) - احتمالا منظور خان محمد خان از سرداران وقت طايفهء ياراحمد زايى ( شه نوازى ) مىباشد . ( 368 ) - ؟ احتمالا از قراء يكى از محال بلوچستان بوده كه در آن زمان خالصهء حكومتى بوده است . در فهرست مفصلى كه آقاى ايرج افشار سيستانى در كتاب نگاهى به سيستان و بلوچستان از دهات و آباديهاى بخشها و دهستانهاى شهرهاى سيستان و بلوچستان فراهم آورده‌اند ، در آباديهاى بخشهاى مختلف شهرستان ايرانشهر به سه نام برخوردم كه از نظر شباهت اسمى هريك از آنها مىتوانند احتمالا آبادى مورد بحث باشند : 1 - آبادى كئوكان از آباديهاى دهستان ابتر ، 2 - آبادى كهكان كوهچ از دهستان چانف كه آقاى افشار آن را خالى از سكنه ذكر نموده‌اند و 3 - آبادى كان واقع در دهستان سرباز . با توجه به اينكه كهن ( Kahn ) به معناى چشمه و قنات بوده و در حدود بم و بلوچستان اسامى آباديهاى بسيارى با اين كلمه و در آن معنا شروع مىشود ، احتمالا نام آبادى مورد اشاره كهن كان بوده است . ( 369 ) - گه : نيكشهر فعلى ؛ بنت ( Bent ) : از محال بلوچستان واقع در جنوب غربى ايرانشهر اينك از توابع ايرانشهر ، كوچه از محال بلوچستان در نزديك چابهار . ( 370 ) - منظور شايعهء عزل فرمانفرماست به سند 87 مراجعه فرمائيد . ( 371 ) - منظور فرمانفرماست . ( 372 ) - به اسناد 51 و 87 مراجعه فرمائيد . ( 373 ) - نواحى ساحلى و جنوبى بلوچستان . ( 374 ) - به اسناد 77 و 78 و 85 و 86 مراجعه فرمائيد . ( 375 ) - سيب : از محال بلوچستان اينك جزو بخش سيب و سوران از توابع شهرستان سراوان .