عبد الرضا سالار بهزادى

342

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

كينه‌جوئى آنها كه در زمان پيشكارى مقتدرانهء وى در آذربايجان و در دستگاه مظفر الدين ميرزاى وليعهد در مقابل ابهت و عظمت و اقتدار وى جرأت و ياراى سربلند كردن نداشتند ، و اينك در دربار مظفر الدين شاه كه هرروز از شأن و حيثيت خدمتگزارى و مقامها و مناصب دولتى كاسته مىشد ، همه كاره و دولتمدار و ايران مدار شده بودند . استاد ارجمند آقاى باستانى پاريزى در حاشيهء تاريخ وزيرى علت انتصاب امير نظام به حكومت كرمان را انتقام‌جويى عين الدوله كه در آن زمان از اركان دربار مظفر الدين شاه بشمار مىآمد از امير نظام به خاطر توسرى كه در 1307 به دستور وى خورده بود ذكر نموده‌اند . 481 به هر تقدير امير نظام در هفدهم ربيع الثانى 1317 ، در سن هشتادسالگى به عنوان والى كرمان و بلوچستان به كرمان وارد شد . نايب الحكومه و پيشكار وى در اين حكومت عليقلى خان بود . وزارت يا رياست امور ماليه را ميرزا عبد الرحيم خان موقر الملك كه در زمان آصف الدوله نيز وزير كرمان بود به عهده داشت ، و ميرزا حسين خان عدل السلطنه - سردار نصرت بعدى - رئيس قشون بود . ضمنا امير نظام در اين سفر ميرزا مهدى خان مدير الملك كلانترى را كه آصف الدوله از كلانترى كرمان معزول نموده و به تهران فرستاده بود با خود به كرمان بازآورده و كلانترى كرمان را مجددا به وى سپرد . 482 والى هشتاد ساله كه بسيارى وى را مناسب‌ترين انتخاب براى مقام صدارت مىدانستند ، ولى خود در بند اين‌گونه سوادها نبود ، اينك در اين ايالت دورافتادهء جنوب‌شرقى ، خود صداى پاى مرگ را بر شن زارهاى تفتيده مىشنيد . به رسيدن كرمان مقبره‌اى براى خود در جوار شاه نعمت اللّه ولى در ماهان معين نمود ، « . . . و مزرعه‌اى در رفسنجان موسوم به قدرت‌آباد براى مخارج محل دفن خويش خريده وقف بر آن مزار فرمود . . . » 483 و سرانجام امير پير ايران در پنجم ماه رمضان همان سال 1317 ، در كرمان چشم بر جهان بست . « . . . جنازهء آن مرحوم را با نهايت احترام و جلال از شهر به ماهان نقل كرده ، در همان موضع كه وصيت نموده و در حيات محل دفن خويش قرار داده بود ، دفن كردند . » 484 اسعد الدوله ، چنان كه اشاره شد در اواخر حكومت آصف الدوله به سفر زيارت عتبات و از آنجا جهت اداى فريضهء حج به مكهء معظمه مشرف گرديد . تاريخ دقيق آغاز سفر و مراجعت وى در دست نيست ، ولى به‌هرحال اين سفر بين شعبان 1316 و ربيع الثانى 1317 صورت گرفته است ، چه آخرين نامه‌اى كه از آصف الدوله به اسعد الدوله در دست است تاريخ 25 رجب 1316 را داشته و نامهء بعدى كه از عليقلى خان پيشكار اميرنظام است به تاريخ 4 ربيع الثانى 1317 است و نخستين نامه‌اى است كه اسعد الدوله را با عنوان « حاجى اسعد الدوله » مخاطب ساخته است و در بين اين دو نامه نيز هيچ نامهء ديگرى از هيچ كس به اسعد الدوله در دست نيست . به‌هرحال در طول حكومت كوتاه مدت اميرنظام نيز « حاجى اسعد الدوله » كما كان به امور شخصى خود و امر فوج بهادر اشتغال داشته است . نامه‌هايى كه معاقبا ارائه مىگردند مربوط به همين دوره مىباشند .