عبد الرضا سالار بهزادى

340

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

و از عهدهء انتظام فارس برنيامده است . . . » 476 هرچند اين شايعه دروغ بوده است ، اما نشان دهندهء تفكر عموم دربارهء كارآئى و قابليت حكومتى آصف الدوله است . شايد مطلب زير كه سر جرج باركلى وزيرمختار وقت دولت انگليس در تهران در همين رابطه به لندن مخابره كرده است ، در اين مورد گوياتر از ذكر شايعات تهران در مورد قابليت آصف الدوله براى كنترل بحران باشد . سرجرج باركلى به وزير خارجهء وقت انگليس گزارش مىدهد : « . . . اغتشاش در همهء نقاط ايران حكمفرماست . . . آصف الدوله حاكم فارس قادر به كمترين اصلاحى براى رفع هرج‌ومرج و اغتشاش آن ايالت بزرگ نيست . از قرار معلوم نقشه‌اى براى بيرون كردن والى از شيراز در كار است . بهتر است شخص مقتدرى به فرمانفرمائى فارس انتخاب شود . . . 477 . در يادداشتهاى يكشنبه دهم جمادى الاول 1327 ناظم الاسلام آمده است كه تلگرافاتى از فارس و بم مخابره كرده بودند ؛ « . . . تلگرافات فارس مضمونش اين بود كه : « آصف الدوله ناموس اسلام و ايران را به باد داده ، جمعى را به اسم استبداد و گروهى را به اسم مشروطه به هم انداخته ، از سيد لارى در معنى همراهى دارد و محرك پسرهاى قوام مىشود كه به جنگ او بروند . شهيد شدن سيد لارى 478 را شهرت داد ، مردم را واداشت كه مجالس فاتحه را تشكيل دهند . در حالتى كه سيد زنده است ؛ ما براى سيد زنده ختم گرفتيم و تكليف خود را نمىدانيم . . . الخ . . . » 479 سرانجام پس از فتح تهران و استقرار دوبارهء مشروطه در 1327 آصف الدوله از حكومت فارس معزول و به تهران احضار مىگردد و زمان كوتاهى پس از آن وفات مىيابد .