عبد الرضا سالار بهزادى

322

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

122 پاكتى است حاوى يك نامه و دو يادداشت ملحقه با مهر آصف الدوله . عنوان پشت پاكت چنين است : « بم عمدة الامراء العظام اسعد الدوله دام مجده مفتوح و مطالعه نمايند - 8642 - 16 شهر ربيع الاول » . متن نامه : « عمدة الامراء العظاما كاغذى كه مورخهء يازدهم شهر ربيع الاول مصحوب قاصد مخصوص ارسال كرده بوديد و اصل و ملاحظه شده و از سلامتى حالات شما و ساير مطالب و مسطوراتش استحضار حاصل گرديد . شرحى مبنى بر آنكه در نگارش جواب اظهار بىمرحمتى رفته است نگاشته بوديد . گويا مضامين عريضهء سابقهء خود را فراموش كرده‌ايد ، به عينها در اينجا ضبط و موجود است . خود شما نوشته بوديد استطاعت نوكرى ندارم و حال آنكه درست دقت نمائيد و اگر بدانيد در حق شماها چه حكم شده بود و اينجانب چه قسم حفظ جان و مال و شئونات و اعتبارات [ و ] همه چيز شماها را كرده‌ام خيلى شاكر و راضى بدين ترتيبات مىشديد . مقصود اينجانب شهد اللّه تعالى نگاهدارى از همه و پرده‌پوشى از قصورات و گذشته‌ها بوده و هست . در باب سرباز مىنويسيد خودشان مرخص كرده‌اند ، رئيس سرباز و نوكر شما هستيد و سپرده به شما است ، ديگرى چه حق و جرأت دارد مرخص نمايد . يكى را كه سرخود مرخص نمودند شما آن سرباز را تنبيه كرده و مغلولا به بلوچستان بفرستيد ، ديگر احدى جرأت فرار و مرخص كردن نخواهد داشت ، و تمام اينها كه مىنويسيد اقرار بر تقصير خودتان است . البته بايد مسائل را ملتفت باشيد و سرباز و نوكر را منظم نمائيد . عوض سرباز مأمور بلوچستان را هم حاضر نمائيد ، ان شاء اللّه در آخر ربيع الثانى بروند و به بلوچستان وارد شوند و آنها مراجعت نمايند . ان شاء اللّه به‌طورى كه منظور و متصور شماها است ، از طرف دولت قوى شوكت بيشتر و بهتر از سابق التفات دربارهء شماها خواهد شد . 16 ربيع الاول 1316 » . نقش مهر « آصف الدوله » . 123 متن يادداشت ضميمه : « در باب اسد اللّه خان سرتيپ و محمد قاسم خان سرهنگ به عرض رسانيده و مستدعى شده‌ايد كه درين موقع دربارهء آنها بذل مرحمت شود . اسد اللّه خان سرتيپ پارسال خودش با چند نفر نوكر شخصى خودش در بلوچستان بود ، به اقرار مكرر خودش نوكر نداشته است . بپرسيد و ببينيد اين مواجب جيره و عليق را ، آنقدر كه پارسال گرفته چه كرده است ، و امسال حالا كه پنج ماه از سال گذشته چقدر جيره و عليق و مواجب در اول سال به او داده‌اند كه معجلا برود بلوچستان ، تا حال به معاذير در خانهء خودش مانده است . اين سركرده و نوكر به چه كار