عبد الرضا سالار بهزادى
304
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
امكان ندارد از جمعيت كرمانى و سرباز و فوجهاى كرمانى بتوانند در آن ولايت دوام بكنند . حكم هم كه بكنم ، روانه هم بكنم ، تا بيايند آنجا همهشان [ يا ] ناخوشند يا مرده . باوجود اين تفصيلات اين خبر كه رسيد عاشورا بود ، چهاردهم عاشورا . 378 سعيد نظام را 379 با چهار دسته سرباز آراسته و صد سوار قابل روانهء بم مىكنم كه عجالتا بيايند بم و نرماشير بمانند ، دستهء خبيص 380 و قدرى از سوارهء خبيص را از ارگ بم مىفرستم ريگان ، از فوج گرمسيرى و نوكرهاى نرماشيرى تمام را روانهء بلوچستان مىنمايم . و ان شاء اللّه تعالى اين ترتيبات تا 15 صفر داده مىشود ، يعنى اگر زنده بمانم ، شما مطمئن باشيد ؛ جمعيت و كسر فوج و سوارهء نرماشير تماما پيش شما است . همين قدر شما خوددارى در قلعهجات بكنيد ، بگذاريد مير محمود خان در جالق عجالتا دعوى بكنند . هرطرف كه شود كشته سود اسلام است . ضررى به حال شما دعوى آنها در جالق ندارد . انشاء اللّه نوبهء ما هم مىرسد كه خدمتى به آنها و اهل بلوچستان بكنيم . شما تا به حال البته خرمنها و جنسها را كشيدهايد به قلعهجات ديگر ، از اين حيث نگرانى نداريد . ان شاء اللّه تعالى باقى را ما درست [ مى ] كنيم به فضل خداوند . موقع ملامت نيست ، ولى جان من يك مرتبه چرا اينطور دستهجات را مرخص كرديد ؟ بعد از صفر خلاصه اردوى منظمى به بم مىفرستم ان شاء اللّه و دستور العملهاى كافى مىدهم كه خيلى به كار باشد براى شما . تاريخ عاشورا 1314 عبد الحسين فرمانفرما » . در حاشيهء زير نامه اضافه شده است : « اين قبيل گفتگوها هميشه در بلوچستان بوده است ، شما خودتان را گم نكنيد و قلعهجات و اطراف قلعهجاتتان را منظم نمائيد ، خودشان آرام مىشوند . » [ مىتوان حدس زد كه نامهء فوق بعد از حملهاى كه به نوشتهء سايكس بلوچها در حوالى سيب به اسعد الدوله نمودند نوشته شده است ]