عبد الرضا سالار بهزادى
300
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
كه همه ساله به ضميمهء مواجب سابق خود از محل فوق دريافت داشته صرف معاش سازد و به لوازم خدمتگزارى ديوان اعلى قيام و اقدام نمايد . مقرر اينكه به فرمودهء همايونيه [ كذا ؟ ] مستوفيان دفتر ايالت كرمان شرح اين حكم را ثبت و ضبط نموده حسب المرقوم معمول دارند . فى شهر شوال 1313 » . پشت حكم نقش مهر « سالار لشكر فرمانفرما » . 103 پاكتى است حاوى چند نامه و يادداشت از ابراهيم خان ميرپنجه به اسعد الدوله . تاريخ پشت پاكت دهم شوال 1313 است و در يكى از نامهها نيز قيد شده كه آن نامه در همان تاريخ دهم شوال نوشته شده است ، ولى بقيهء نامهها و يادداشتها فاقد تاريخ بوده و احتمالا همهء آنها مربوط به همين پاكت نمىباشند و بعدها درون اين پاكت گذارده شدهاند ؛ علاوه بر آن از روى مطالب نامهها نيز نتوانستم تقدم و تأخر تقريبى آنها را به دست آورم . شرح اولين نامه : « قربانت شوم رقيمهجات شريفه امروز كه دهم شهر شوال بود زيارت گرديد . در خصوص طبقات نوكر كه مرقوم رفته بود هشتاد نفر از جمازه سوار فوجى و بيست نفر از بلوچ فهرجى بيشتر در خدمت سركار نيست . تمام اين سهلانگارىها از خود سركار است كه . . . 360 كار و قبل از وقت به فكر انتظام كار خودتان نمىباشيد . نوكر سابقى و نمدادى 361 كه هرگز به درد سركار و خدمت بلوچستان نخورده و نخواهد خورد ، بايد فكرى بفرمائيد كه در عوض اين دو طايفه از همين طوايفى كه در حوالى بمپور اقامت دارند نوكر برقرار شود ، و الا نوكر سابقى و نمدادى به درد شما نخواهد خورد ، به كلى از اين دو طايفهء مأيوس باشيد ؛ نوكر ناروئى و . . . 362 هم همين بود كه مخلص همراه سعيد خان فرستادم رفتند مكران ؛ امر منحصر است به چند نفرى از نوكر قديم و اسد اللّه خانى و محمد قاسم خانى 363 و فهرجى ، همين را هم چند روز است مخلص محصل فرستادهام كه جمعآورى كرده بياورند ، همين دو روزه ان شاء اللّه روانهء خدمت مىشوند . لكن سركار نمىبايست بىجمعيت حركت بفرمائيد ؛ مىبايست اول سان جمعيت خود را ببينيد ، آن وقت روانه شويد . از اين گذشته اگر سركار يكصد نفر جمعيت از شاه جهان خان خواسته بوديد و همراه برده بوديد ، چطور مىشد ؟ خود سركار اول سهلانگارى مىفرمائيد ، وقت كار معطل مىمانيد . حاكم بلوچستان يك فرسخ راه بىجمعيت و استعداد نبايد برود ، چرا كه اهل اين ولايت را اعتبارى نيست . از نوكرى سابقى و نمدادى هم گذشته ، بايد فكر ديگر كرد . على العجاله آنچه ممكن شود مخلص معجلا روانهء خدمت مىنمايم » . نقش مهر ظهر نامه : « السلام على ابراهيم » .