عبد الرضا سالار بهزادى
286
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
اگرچه تمام اين فقرات از شيطنت و مفسدىهاى حاجى مولى داد است . در باب فقرهء قاف 309 [ ؟ ] كه در نظر سركار بود سهل نشمريد . اگر اين فقره كه على خان سرهنگ نوشته واقعيت داشته باشد ، 310 هركس باشد بايد خدمتى كرد اگر كذب هم باشد كه حسب الامر عمل شده ؛ در هر صورت حتى المقدور مسامحه و خوددارى نفرمائيد . و السلام » . نقش مهر پشت نامه : « السلام على ابراهيم » . 88 يادداشتى از ابراهيم خان ميرپنجه به اسعد الدوله ، ضميمهء نامهء قبل : « قربانت شوم در باب بقاياى حاجى مولا داد ، بعد از آنكه مخلص به بلوچستان آمدم و آنچه از پيراستاد ياد داشتم به كار بردم ، سيصد تومان به توسط عاليجاهان عباس خان ياور و ملا مهدى فرستاد ؛ چهارصد تومان هم قبل فرستاده بود كه جمعا از دو هزار و سيصد تومان باقى هفتصد تومان را داده و يك هزار [ و ] هشتصد تومان باقى بدهى او ماند كه هرقدر مخلص به طور محبت و مهربانى به مشار اليه كاغذ نوشتم و قسم برايش ياد نمودم به خرج نرفت و نه پول را فرستاد و نه هم كه خودش آمد كه قرار كار سال نو خود را بدهد . دويست تومان هم كه از نورچشم مكرم على خان سرهنگ قرض كرده ، آن را هم نداده است كه به نقد 311 يك هزار [ و ] هشتصد تومان بدهى حاجى مولى داد خان است . مخلص هم ديدم وقت گذشته ، سال نو شده ، فرداست كه ديوانيان پول قسط خود را مىخواهند ، لابد و ناچار شدم سرباز 312 را دادم به امير محمد خان و قبض دريافت نمودم كه ان شاء اللّه تعالى يك روز زودتر اقساط ماليات وصول شود . قصرقند و كوچه و بندر چابهار 313 را هم سردار حسين خان 314 حكم از بندگان حضرت مستطاب و الا روحى فداه آورده بود كه به مشار اليه واگذارد و قبض ده هزار تومان از بابت حاجى مولاداد خان ، بندگان حضرت مستطاب و الا روحى فداه از سردار حسين خان خواسته بودند ، هرقدر اصرار مىفرمايند سردار حسين خان قبض نمىدهد ؛ تا اينكه اين اوقات وارد اسفند شده ، 315 خودش در اسفند مانده بود و سردار سعيد خان ، 316 پسر خود را نزد مخلص فرستاده بود و كاغذ به مخلص نوشته بودند كه قبض ده هزار تومان بندگان حضرت مستطاب و الا روحى فداه از من خواستهاند و من جرأت نكرده و نداده ، چرا كه مدعى در دست نيست ، محض همين فقره نزد مخلص هم نيامد . مخلص هم ملاحظه نمودم ديدم واقعا حق دارد و مشكل است پيشرفت نخواهد كرد ، لهذا قبض چهار هزار تومان از سعيد خان دريافت نموده ، قبوض مالياتى گه و بنت و قصرقند و كوچه و چابهار را هم از مشار اليه دريافت كرده ، حكم ضابطى تمام را به سردار سعيد خان دادم و او را معجلا فرستادم كه ان شاء اللّه به زودى اقساط ماليات آن صفحات را وصول و ايصال دارد . حضور مبارك بندگان حضرت مستطاب و الا روحى فداه هم تفصيل را عريضه عرض نموده انفاذ داشتم كه سردار حسين خان