عبد الرضا سالار بهزادى

278

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

بيايد و ليكن از بابت ناء دادن ، حضرات چاهخو معطل مىشوند ، تمام قنات هم بايد بالا و پايين ناء شود ؛ هنوز چهل پنجاه پشته باقى است ، زه هم بسيار خوب است . از بابت قنات اكبرآباد هم به حمد اللّه آب سرزمين است و دو بست چرخ سر [ قنات ] خرم‌آباد است و دو بست چرخ سر [ قنات ] اكبرآباد . اطلاع عرض شد . 262 در باب زمينها هم همراه كربلايى ملا على سر زمينها رفته مشغول به آهن كردن و تل تكانيدن مىباشند و همه روزه مباشر سركار آنها مىباشند . 263 پول هم جهت مزارعان ، 264 حسب الامر سركار ، كربلايى ملا على از بم پانزده [ ؟ ] [ تو ] من پول هم آورده است به آنها داده است و الحق تماما سر زمين‌ها مىباشند و مشغول آباد كردن مىباشند . . . 265 از بابت آباد كردن زمين سركار آسوده باشيد . عرض ديگر اخبار تازه چون‌كه خبر حكم خانى امام على خان سلطان و امان اللّه خان و عباس بك نايب تحويل‌دار به اهل بم و نرماشير رسيد و غلام سقا نايب كروكى كه ميرآب كروك بوده كه در ادارهء آقاى نصرت‌لشكر بود ، 266 خدمت آقاى نصرت‌لشكر عرض كرده است كه آنها را اسعد الدوله خان كرده است ، استدعا دارم شما هم حكم خانى مرا بگيريد . نصرت‌لشكر هم قبول كرد ، سى تومان از غلام سقابك نايب گرفته ، حكم خانى از فرمانفرما جهت مشار اليه گرفته‌اند . تمام اينها به صرافت سركار است . اين زن قحبهء پدرسوخته غلام سقا بعد از سركار اگر عرض كنم كه چه كرده است و چه گفته است كه و اللّه او را زير چوب هلاك خواهيد كرد . از پدر سوخته‌گى غلام‌سقا چه عرض كنم كه چه كرده است و به سر مبارك قسم است حق . . . 267 را دارد . از حركات اين زن قحبه و حرفهاى اين پدرسوخته قوهء چاكر نيست كه در عريضه عرض كنم . اين قسم حرامزاده ، 268 نبودن آنها اولىتر است ؛ ديگر منوط به رأى مبارك است . در باب به زمان 269 هم بسكه پدرسوخته عز [ و ] التماس كرد ، و كارهايى كه در بم كرده بود كه مىدانست به نظر مبارك خواهد رسيد ، آمد خدمت آقاى امير 270 حكم به زمان را گرفت و الآن همراه آقاى امير همراه است ، 271 ليكن از پدرسوخته‌گى زن قحبه او هرچه عرض كنم كم است ؛ الآن به نقد حكومت به زمان را به او واگذار فرموده‌اند . باغ سلطان‌آباد هم به حمد اللّه خيلى خوب است ، تمام درختهاى خرما سبز ، مگر چند دانه‌اى مردند ، باقى تمام گرفتند و علفها 272 هم بسيار خوب مىباشند . ان شاء اللّه همه اوقات چاكر خود را به دو كلمه مفتخر و سرافرازم فرمائيد . چاكر هم از اثنايى كه مرخص شدم يك‌آن احوال درستى ندارم . هميشه اوقات ناخوش احوال مىباشم ، و با وجود ناخوشى ان شاء اللّه در امورات سركارى خوددارى نخواهم كرد . زياده جسارت است . و السلام » . نقش مهر پشت كاغذ : « على ولى اللّه » .