عبد الرضا سالار بهزادى

254

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

باب فرستادن طبيب و دوا هم به بلوچستان كه ابراهيم خان نوشته بود لازم است ، ان شاء اللّه روانه مىدارم ، آسوده‌خاطر باشيد . فى ششم شهر رجب المرجب 1313 » . نقش مهر پشت نامه « سالار لشكر فرمانفرما » . 51 متن يادداشت ضميمه به شرح زير است : « خان سردار - در باب اظهارات مير محمود خان و مذاكرهء رفتن ق ( ؟ ) به پاى تلگراف يا خيال رفتن داشتن او شرحى نوشته بوديد . چون طرف شما هستيد و انجام خدمتى كه در نظر است و به عهدهء شماست ، براى خودتان خيلى مفيد است ، نمىتوان حمل بر اين كرد كه مىخواهيد براى ما نتيجه بگيريد و با همهء تجربه كه در شماست نمىتوان گفت از شخص شما ابراز داده شده و انتشار يافته ، هم‌چنين نويسندهء شما هم البته آزموده و طرف اطمينان شماست . پس بنابراين يا مير محمود خان همانطور كه خودتان نوشته‌ايد به واسطهء غضب با مير عبد اللّه خان اين حرف را زده ، يا خود مير عبد اللّه خان اظهارى كرده است . امّا شما نبايد به اين حرفها ملاحظات حكومتى را از دست داده در انجام كارى يا گوشمال دادن فلان مقصر ، يا سختگيرى در وصول ماليات و ساير فقرات سستى نمائيد . برفرض فلان ريش‌سفيد يا يكى از خوانين بلوچ تلگراف هم بكنند ، چه مىشود ؟ تلگراف آنها مسلما مثل تلگرافات متظلمانهء مجعول [ ؟ ] ميرزا احمد خان سرتيپ تلگرافخانه يا اظهاراتى كه فعلا مدتى است در تهران مىكنند مؤثر نخواهد بود . به حرف و عرايض بىپاى او كى گوش داد و اعتنا كرد كه به تلگراف مجعول نامربوط فلان بلوچ وحشى خائن پدرسوخته اعتنا نمايند . بايد در كمال قدرت و بدون ملاحظه هركس را مرتكب خلاف و تقصيرى مىشود مجازات دهيد و پدرش را بسوزانيد . اما حالا در حالتى كه پنجاه روز ديگر مأمورين انگليس از طرف هندوستان براى تعيين حدود در ماشكيد و آنجاها مىآيند و از اين‌طرف هم احتشام الوزاره و مترجم انگليسى خواهد آمد ، گمان ندارم شما فرصت و موقع براى اقدام و دست زدن به آن كارى كه مقصود است پيدا كنيد ، يا با بودن آنها دست به اين نغمه بزنيد ، مگر آنكه برويد و در نقطهء تعيين حدود و آن عمل را گذرانيده مأمورين خارج را مراجعت دهيد ، آن‌وقت در هنگام برگشتن خودتان و داشتن جمعيت به آن نقطه كه مقصود است وارد شويد و آن كار را صورت دهيد . به اعتقاد من اين‌طور و اين وقت بهتر است . و ليكن كلابدانيد كه رعايت حفظ نظم و انتظام ولايت را به اين حرفها نبايد از دست داد و يك وقت اگر اقتضا كرد كه پدر همان مير عبد اللّه خان را هم بسوزانيد ، بايد سوخت و ابدا ملاحظه نكرد . زياده فرصت و وقتى نيست . از بابت اقساط تأكيد نمىكنم ، چرا كه ميرپنجه نوشته است همين دو سه روزه يك قسط عمده خواهد فرستاد . البته هرچه زودتر برسانيد بهتر است و باقى را با سند خرج و غيره هرچه هست به همان ترتيبى كه سابق نوشته‌ام