عبد الرضا سالار بهزادى
249
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
رسمى كوهك و صرفنظر رسمى حكومت انگليسى هند از ادعاهاى خود در مورد آن منطقه بود . دژ كوهك با استقرار سربازان انگليسى در پنجگور اهميت حياتى بيست و چهار سال قبل را نداشت و گذشته از آن كوهك در دست ايران بود و اين واقعيت را نمىشد تغيير داد . زين العابدين خان سرتيپ ، اينك اسعد الدوله و سرتيپ اول ، حكومت بلوچستان را به معاونت و كمك برادرش ابراهيم خان ميرپنجه در دست داشت و روز به روز بر دامنهء قدرت و شهرت وى در منطقه افزوده مىگشت . با اين مقدمات در اواخر سال 1312 شاهزاده عبد الحسين ميرزا فرمانفرما بار ديگر به حكومت كرمان و بلوچستان رسيد . قبلا پيش از آنكه ميرزا فتحعلى خان صاحبديوان براى حدود يك سال حكومت كرمان را در دست بگيرد ، براى پانزده سال متوالى از سال 1296 ه . ق . تا 1311 حكومت اين ايالت وسيع و پهناور در دست پدر عبد الحسين ميرزا ، شاهزاده فيروز ميرزا فرمانفرما ، برادرش سلطان عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله فرمانفرما و خودش بود و پيش از آن نيز در زمان سلطنت محمد شاه در سال 1253 ، پدرش فيروز ميرزا كه هنوز فرمانفرما نشده بود و نصرت الدوله لقب داشت به مدت دو سال به منظور سركوب آقا خان محلاتى و دستگيرى وى حكومت كرمان را عهدهدار شده بود . با توجه به اين سابقهء طولانى و مستمر حكومت خانوادگى بود كه شاهزاده حكومت كرمان و بلوچستان را ارث خانوادگى خود دانسته و شايد در ميان حكومتهاى ايالات مختلف ايران حكومت كرمان را بر حكومت ايالاتى آبادتر و ثروتمندتر رجحان مىنهاده است و با توجه به همين امر است كه چنان كه سابقا نيز اشاره شد در فضايايى كه به عزل صاحبديوان انجاميد ، انگشت عبد الحسين ميرزا فرمانفرما و ايادى وى در كار بوده است . نامهها و اسنادى كه متعاقبا به نظر مىرسند مربوط به دوران حكومت مجدد عبد الحسين ميرزا فرمانفرما در كرمان مىباشند . نامهها 47 در شوال 1312 در زمان حكومت صاحبديوان در كرمان زين العابدين خان از طرف ناصر الدين شاه ملقب به اسعد الدوله گرديد ( سند شمارهء 35 ) اما فرمان اين لقب تا ماه صفر سال بعد به كرمان نرسيد و شايد احتمالا عبد الحسين ميرزا فرمانفرما كه در محرم 1313 وارد كرمان شد فرمان لقب اسعد الدوله را همراه با خود از تهران آورده باشد ، به هرتقدير در صفر سال 1313 فرمانفرما ابتدا سوادى از اصل فرمان لقب كه توسط چهار نفر ، « ميرزا آقا الحسينى » ، « عبد الرحيم الشريف » ، و دو نفر ديگر كه ظاهرا از روحانيون كرمان بودهاند و سجع مهر آنها را بنده نتوانستم بخوانم ، مطابقت سواد با اصل فرمان تصديق شده ، براى اسعد الدوله مىفرستد و همراه با آن خود نيز شرحى مبنى بر صدور فرمان لقب فوق از طرف شاه مىنويسد كه در ظهر آن سجع مهرهاى « سالار لشكر فرمانفرما » « ميرزا آقا الحسينى » ، « بهجت الملك » و « نصير ديوان » ديده مىشوند . متن نوشته به شرح زير است : « چون مراتب درستكارى و حسن كفايت و خدمتگزارى 170 عمدة الامراء العظام