عبد الرضا سالار بهزادى

228

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

جواب تحصيل و ارسال مىشود . در باب دويست تومان مواجب ابراهيم خان سرتيپ - حاكم بلوچستان - از قرار تلگراف بندگان اجل عالى ، حسب الامر مبارك از جانب جلالتمآب اجل اكرم آقاى وزير دفتر دام اجلاله ، سؤال نموده بودم ؛ ايشان هم از مستوفى ولايت و از جناب جلالتمآب اجل اكرم آقاى نظام الملك - وزير لشكر - 101 زيد اجلاله استفسار فرموده ؛ سؤال و جوابها كه شده است با تلگراف كه تصديقات خودشان را در پاى تلگراف نوشته‌اند . . . 102 لفا تقديم حضور انور شد ؛ بعد از ملاحظه ، خاطر مبارك مستحضر مىشود و بدانچه امر مبارك تعلق گيرد امتثال خواهد شد . زياده عرضى نيست ايام عزت مستدام باد » . نقش مهر ظهر نامه « احمد الحسينى » . 22 نامه‌اى است بدون مهر و مخاطب آن نيز معلوم نيست . با توجه به مفاد نامه ، موضوع سند قبل ، احتمالا از وزير دفتر و يا از نظام الملك وزير لشكر است . متن نامه : « فدايت شوم ، در مسئلهء مواجب ابراهيم خان سرتيپ گرمسيرى استعلام فرموده بوديد كه چرا به خرج نيامده است . تفصيل آن اين است كه عرض مىشود : مرحوم ناصر الدوله فرمانفرماى ثانى شرحى نوشته بودند كه ابراهيم خان ياور فوج را سرتيپى افتخارى مرحمت فرموده‌اند و مأمور گرمسيرات كرده‌ام و مواجب او را به - على خان - پسرش داده‌ام 103 حالا بىمواجب است . شرحى به مستوفى كرمان نوشته‌ام كه دويست تومان تفاوت عمل گرمسيرات است ، جمع نمايد و عوض مواجب آن مرد به خرج بيايد . ناصر لشكر هم آن وقت مأمور بود ، 104 مشار اليه هم شرحى نوشته بود كه همه ساله در كرمان از تفاوت عمل به اين مرد داده مىشود . اگر مواجب ابراهيم خان را جمع نمايند و به خرج بياورند به هيچ وجه ضررى براى ديوان همايون اعلى ندارد . مقارن اين حال ، ناصر الدوله مرحوم شد و حكومت به سالار لشكر فرمانفرما رسيد . چون معزى اليه هم شرحى در اين خصوص نوشته بودند كه دويست تومان مواجب به اسم او نوشته شود ، نوشته شد . بعد از رسيدگى معلوم شد اين تفاوت را در دفتر استيفاء جمع نكرده‌اند و به همين صحبتها مىخواهند يك صد و شصت تومان مواجب برده باشند ؛ 105 لهذا به خرج منظور نشد . اصل مواجب ابراهيم خان همان بوده است كه حالا به پسرش على خان داده مىشود ، خود او ديگر مواجبى نداشته . حال هم برسيد ، اگر در دفتر استيفاء جمع كرده باشند بايد به خرج بياورند ، و الا محل لازم دارد . تلگراف را هم اعاده دادم . زياده عرضى ندارم . ايام عزت مستدام باد . »