عبد الرضا سالار بهزادى

221

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

مبارك برساند . امين السلطان » . « جواب - دهم صفر حضور مبارك بندگان ، حضرت مستطاب ، اجل اشرف امجد افخم ، وزير اعظم مدظله العالى ، تلگراف مطاع در باب مير شهداد و استفسار از حال و مكان و وسيلهء دستگيرى او زيارت شد . چندى قبل بنت صاحب ، مأمور كج و پنجگور ، شرحى در اين باب به زين العابدين خان سرتيپ نوشته بود كه حسب المذكور ، مير شهداد و داد محمد فرارا به صفحات بلوچستان آمده ؛ زين العابدين خان عين كاغذ بنت صاحب را براى فدوى فرستاده تكليف خواسته بود . اكيدا نوشتم كه تفحص از حال او كرده در صورت صدق به هر نقطه از خاك بلوچستان باشد ، او را دستگير نمايد و نزد بنت صاحب بفرستد ؛ و اگر فرار نمايد از او تعاقب كند تا از خاك بلوچستان خارج و متعبد شود و آنوقت به بنت صاحب اطلاع دهد تا خودشان در صدد گرفتارى او برآيند . اين اوقات كه مير عبد اللّه خان مصدر فتنه و فساد شده و در قلعهء بم‌پشت تحصن جسته ، زين العابدين خان به فدوى نوشت كه از قرار مذكور مير شهداد هم به قلعهء بم‌پشت رفته و متحصن شده و هم‌چنين مذكور مىشود كه بلوچ خان عموزادهء سردار نوروز خان خارانى 91 هم روگردان و مقصر مأمورين دولت بهيهء انگليس شده و فرارا به صفحات بلوچستان و در همان قلعهء بم‌پشت پناهنده گشته . فدوى به زين العابدين خان اكيدا نوشت كه با همان اردو و قشون دولتى كه براى گرفتارى مير عبد اللّه خان و قلى محمد [ ؟ ] به بم‌پشت مىرود ، مير شهداد را هم اگر در آنجاست با داد محمد حكما دستگير و براى استمالت بلوچ خان يا گرفتن او هم ، هرگاه مأمورى از جانب دولت خودشان بيايد نهايت تقويت و همراهى را بنمايد . از قرارى كه عباس خان ياور ، نوكر نرماشيرى الآن رسيد و نوشتجات زين العابدين خان را رسانيد ؛ مقارن حركت زين العابدين خان از جالق و دزك به طرف بم‌پشت ، سردار نوروز خان خارانى هم از طرف مأمورين دولت بهيهء انگليس ، به ملاحظهء اينكه با بلوچ خان عموزاده و باطنا ضمانتى از او داشته ، مأمور گرفتارى و استمالت بلوچ خان و مير شهداد شده و خواهش ملاقات زين العابدين خان سرتيپ را كرده [ است . ] و ظاهرا هم محض اظهار خدمتگزارى به دولت عليه روزافزون 92 اظهار داشته كه اگر شما در گرفتن مير عبد اللّه خان و تأديب بم پشتيان محتاج به معاون و كمك باشيد ، من هم در معيت شما حاضرم . سرتيپ مزبور كه احتياج به كمك سردار نوروز خان نداشته و معذرت خواسته ؛ مشار اليه فقط براى انجام مأموريت خود كه گرفتن مير شهداد و ملا داد محمد كه ميجر موير را زخم زده و فراش او را كشته و استمالت و معاودت دادن بلوچ خان ، لزوما از زين العابدين خان سرتيپ خواهش ملاقات نموده [ است و ] پس از ملاقات معا روانهء بم‌پشت مىشوند . بعد از ورود به بم‌پشت كه سرتيپ مشار اليه با اردوى خود سه شبانه‌روز با مير عبد اللّه خان جنگ مىكند تا او را به اقبال بىزوال همايون ارواحنا فداه و توجهات بندگان حضرت مستطاب اعظم مدظله العالى 93