عبد الرضا سالار بهزادى
200
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
5 يادداشتى است احتمالا ضميمهء نامهء فوق : « در باب برات چهار هزار تومان و سيصد تومان كه ابو الفتح خان حوالهء ملا سروش كرده بود و سيصد تومان را بابت تعارف اينجانب فرستاده بود ، به نظرم مىآيد كه اين برات سيصد تومان حكايت روغن ريخته وقف امامزاده بود ، به جهت اينكه ملا سروش از بابت برات چهار هزار تومان كه حوالهء مشار اليه بوده دو هزار تومان را نكول نوشته و برات سيصد تومان را هم نكول نوشته بود و نزد اينجانب فرستاده بودند . اينك بروات مزبور را لفا نزد شما فرستادم ، به عاليجاه وكيل باشى بدهيد . فى شهر محرم الحرام 1307 » . نقش مهر پشت كاغذ : « حشمت السلطنه » . 6 يادداشتى است احتمالا ضميمهء همان نامه به شرح زير : « در باب ابو الفتح خان شرحى نوشته بوديد ؛ البته على الحساب همانطور در حبس عاليجاه وكيل باشى محترما باشد و از توپچى و سرباز و غيره احدى به مشار اليه بىاحترامى نكند تا ان شاء اللّه زمان مراجعت عاليجاه امير نواب خان ياور كه از شهر 12 مىآيد و روانهء بمپور مىشود دستور العمل روانه نمودن ابو الفتح خان را به شما مىنويسم كه او را چه قسم روانهء بم نمائيد . محض اطلاع شما اظهار شد . شهر محرم 1307 » . نقش مهر پشت كاغذ : « حشمت السلطنه » . 7 نامهاى است بدون پاكت ، بدون تاريخ و بدون مهر . از محتواى نامه مىتوان پنداشت كه اين نامه نيز از حشمت السلطنه و مربوط به همان دوران كوتاه حكومت وى در بلوچستان در 1307 است . متن نامه : « مقرب الخاقانا ، عزيزا ، امير نواب خان با طمطراق هرچه تمامتر وارد شد و با كمال دلگرمى و نهايت مهربانى روانهء شهر شد . ( 12 ) ان شاء اللّه به زودى مقضى المرام مراجعت كرده خدمت شما خواهد رسيد . 13 اينقدر به او التفات و مهربانى در اين سفر ، چه از جانب حضرت و الا روحى فداه چه از جانب من به او بشود كه خودش خجالت بكشد . بارى ، اولا براتهاى ابو الفتح خان آن كه چهار هزار تومان بود ، دو هزار تومان 14 او نكول و دو هزار تومان قبول شد و ملا سروش به خود ابو الفتح خان نوشته است . برات . . . مهدى خان 15 هم كه به . . . 16 خودتان براى من فرستاده بوديد چون من حضور مبارك روانه كرده بودم . . . 17 نكول و عينا فرستادم ، به