عبد الرضا سالار بهزادى
مقدمه 9
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
نسبى از پارهاى ثروتهاى زيرزمينى و برخى امكانات منحصربهفرد جغرافيايى بعضى مناطقش نظير بندر چابهار ، هماكنون نيز به علت عدم توجه كافى به اين منطقه دورافتاده از محرومترين مناطق مملكت به حساب مىآيد . چابهار و كنارك مىتوانند به صورت بندر اصلى بازرگانى ايران درآيند و در اين جهان پرفتنه از اتكاء اقتصادى و تجارى تمامى مملكت به تنگهء آسيبپذير هرمز به مقدار زيادى كاسته شود . با توجه فنى به رودهاى متعدد منطقهء مكران مىتوان از به هدر رفتن اين منابع بالقوه انرژى ، و آبيارى كشاورزى در اين منطقه محروم جلوگيرى كرد و به كشاورزى مناطق مستعد و بعضا بسيار مستعد اين منطقه كمك كرد . مشكلات اجتماعى پيشين نتيجهء ظلم و جورها و محروميتهاى عمومى بوده است . يك مورد بلواى ابو الفتح خانى است كه مقارن سنوات آغازين مجموعهء اسناد اين كتاب اتفاق افتاد آگاهى نداشتن مأمورين اعزامى از مركز به بلوچستان از مسائل اين منطقه ، و از روانشناسى اجتماعى اين مردم ، برخورد غلط با مسائل و با مردم بلوچستان ، و نهايتا سوء تدبير و سوء سلوك آن مأموران در محل مأموريتشان موجب حوادثى تلخ مىشد . رفتار نادرست مأمورينى از قبيل حبيب اللّه خان شاهسون امير توپخانه هرقومى را حتى در مركز خاك ايران به عصيان وامىداشت ، ولى همان قوم بلوچ هنگامى كه با حكّامى نظير فضلعلى خان قرهباغى و ابراهيم خان سعد الدوله روبرو مىگشتند كه با بصيرتى انسانى با مسائل آنها برخورد مىكردند ، نه دعوى خودسرى داشتند ، و نه قصد شورش و آشوب ، بلكه چنانچه كسى هم از ميان خودشان آشوب و فتنهاى برپا مىكرد ، ديگر سرداران بلوچ در سركوبى او و فرونشاندن فتنهء نيروى اصلى را فراهم مىنمودند كه نمونهاش بارها در زمان صدارت ميرزا تقى خان اميركبير و در حكومت ابراهيم خان سعد الدوله اتفاق افتاد . در حكومت ابراهيم خان سعد الدوله چنان كه در بخش نخست كتاب حاضر خواهيم ديد ، قسمت عمدهء سپاه وى از طوايف بلوچ به سركردگى سرداران و رؤسايشان تشكيل شده بود و سركوبى سرداران طاغى و فتوحات سعد الدوله و الحاق مناطق مختلف بلوچستان كه تا آن هنگام در استقلال به سر مىبردند ، و يا سر سپردهء خان كلات بودند به ايران با همان سپاهيان انجام مىگرفت ، يعنى كه آنها - طوائف بلوچ و سردارانشان - خود را ايرانى دانسته و از الحاق مناطق ديگر سرزمينشان به خاك ايران نيز پشتيبانى مىنمودند . اين مربوط به يكصد و پنجاه سال قبل است ، چه رسد به اكنون كه تعصب و غيرت ايرانىگرى بلوچ به حق كم از كرمانى و فارس و اصفهانى نيست . * * * دربارهء آماده ساختن اسناد ارائه شده در اين كتاب براى چاپ و نشر ، مشكلات اصلى همان بودند كه در خواندن همهء دستخطها و نامهها - قديم و جديد وجود دارد ، به اضافهء مشكلاتى كه خاص دستخطهاى يكصد سال قبلاند ، از قبيل : عدم علامتگذارى در نامهها و اسناد ، عدم نقطهگذارى كلمات ، و تفاوت املاء متداول بعضى واژهها و تركيبات در آنزمان با املاء متداول امروزهء آنها ؛ در نتيجه علامتگذارىها تماما از خود اينجانبند . نظر نگارنده بر اين بود كه در حد امكان تا آنجا كه به غلطنويسى و نامأنوسنويسى بيش از حد نيانجامد ، صورت اصلى املاء و رسم الخط كلمات را در متن اسناد حفظ كنم ، امّا سليقهء ناشر بهجز اين بود و نگارنده در برابر تجربهء بيشتر ناشر محترم در امر چاپ و انتشار اسناد قديمى سر اطاعت و قبول فرود