عبد الرضا سالار بهزادى

184

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

اسير شده بودند . ( 205 ) - ايستويك آنچنان مورد علاقهء شاه و دولتمردان ايران بود كه توانست در همان اوايل ورود خود به تهران قريهء قلهك را جهت مقر تابستانى سفارت انگليس مجانا از دولت ايران بگيرد . ( تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 2 ، ص 755 ، به نقل از خاطرات ايستويك ) . ( 206 ) - نامه‌اى از ايستويك خطاب به دوستمحمد خان كه توسط ميرزا عبد الغفار نامى از اردوى شاهزاده حسام السلطنه فرستاده شده بود در سراج التواريخ ضبط است . ايستويك در اين نامه مىنويسد : « . . . دولت قويهء بريطانيه دولت ايران را از يارى سلطان احمد خان [ كه از طرف شاه ايران حكومت هرات را داشت ] ممانعت كرده است . بايد كه در تسخير هرات ثبات ورزيده از نصرت شاه قاجار آسوده خاطر باشد . » ( تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 2 ، ص 767 ، به نقل از جلد دوّم سراج التواريخ . ) ( 207 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 2 ، ص 775 ، به نقل از ايستويك . ( 208 ) - افغانستان در مسير تاريخ ، ص 589 . ( 209 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 2 ، ص 777 به نقل از ايستويك . ( 210 ) - همان ، صص 778 - 777 . ( 211 ) - ايران و قضيهء ايران ، نوشتهء جرج ن . كرزن ، ترجمهء غ . وحيد مازندرانى ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، 1362 ، ج 2 ، ص 724 . ( 212 ) - همان ، ص 726 . ( 213 ) - منظور فرخ خان امين الدوله كاشى است . وى در 1273 كه در آن زمان لقب امين الملك داشت ، بعد از حمله نيروهاى انگليسى به جنوب ايران و تصرف بوشهر و محمره به انتقام تصرف هرات توسط شاهزاده حسام السلطنه ، مأمور مذاكره با نمايندگان انگليس در پاريس شد و معاهدهء پاريس را امضا كرد . در 1275 ملقب به امين الدوله شد و ارج و قرب زيادى در دربار ناصر الدين شاه داشت . فرخ خان امين الدوله در 1288 ه . ق . در تهران درگذشت . ( 214 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 2 ، ص 778 ، به نقل از ايستويك . ( 215 ) - نصير خان صحيح است . احتمال قوى اشتباه از مترجم است . ( 216 ) - تاريخ ايران ، نوشتهء سرپرسى سايكس ، ترجمهء سيد محمّد تقى فخر داعى گيلانى ، ج 2 ، مطبوعاتى علمى ، تهران ، 1335 ، ص 563 . ( 217 ) - اسارت و زندانى شدن محمد على خان ناروئى آن هم به مدّت پنج سال در تهران ، يا از اشتباهات سايكس است و يا اينكه اين امر در حكومت ابراهيم خان در بلوچستان اتفاق افتاده است ، چرا كه لااقل تا سال 1268 همانطور كه در شرح وقايع زمان صدرات اميركبير اشاره شد ، محمد على خان بعد از آنكه توسط قشون طهماسب ميرزا مؤيد الدوله سركوب شد ، مورد عفو و محبت امير قرار گرفت . احتمال ديگر آنست كه اين امر در جريان سركوبى طوايف بلوچ توسط امير حبيب اللّه خان شاهسون واقع شده باشد كه البته بعيد به نظر مىرسد ، زيرا در هيچ يك از منابعى كه به شرح آن واقعه پرداخته‌اند اشاره‌اى به اسارت محمد على خان نشده است . محتمل است كه در اينجا سايكس اين قسمت از سرگذشت محمد على خان را با زندگى پسرش حسين خان كه در زمان حكومت عبد الحميد ميرزا فرمانفرما دستگير شد و حدود پنج سال در كرمان زندانى بود اشتباه كرده باشد . ( 218 ) - سفرنامهء سايكس ، ص 142 . ( 219 ) - پوتينگر در 1810 ميلادى و گرانت در 1839 به بلوچستان مسافرت كردند . ( 220 ) - احتمالا منظور نويسنده كمك محمد على خان ناروئى به آقا خان محلاتى و لشكركشى حبيب اللّه خان امير توپخانه به بمپور و تصرف آنجا بعد از سركوبى شورش آقا خان است . ( 221 ) - ظاهرا منظور سركوبى تمرد محمّد على خان ناروئى و تصرف قلعهء بمپور توسط طهماسب ميرزا مؤيد الدوله در 1266 است .