عبد الرضا سالار بهزادى

178

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ديده است پسر والامقام شاهزاده عباس ميرزا به جانشينى و ولايتعهدى خود بگمارد امپراتور همهء روسيه براى آن كه به روابط دوستانهء خود آشكارا گواهى بدهد و مايل به شركت در استحكام اين سلسله از جانشينان است ، به عهده مىگيرد از امروز شخص والامقام والاحضرت شاهى شاهزاده عباس ميرزا را جانشين و وليعهد تاج و تخت ايران بشناسد و از آغاز جلوس او را فرمانرواى مشروع كشور شاهى بداند . » ( 74 ) - از جمله همراهان شاهزاده خسرو ميرزا و امير نظام در اين سفر ميرزا تقى خان فراهانى پسر كربلائى قربان آشپز قائم‌مقام بود . ( 75 ) - ژنرال يرمولوف كه پس از دورهء نخست جنگهاى ايران و روسيه و عقد معاهدهء گلستان به فرمانروايى قفقاز منصوب شده بود ، در 1817 - 1232 هجرى - به عنوان سفير فوق العادهء پترزبورگ به دربار ايران آمد تا پيرامون خواسته‌هاى طرفين به مذاكره بپردازد . دولت ايران خواستار استرداد حداقل قسمتى از سرزمينهائى بود كه به موجب معاهدهء گلستان از ايران منتزع و به روسيه واگذار گرديده بود . يرمولوف اين تقاضاى دولت ايران را حتى قابل طرح و مذاكره ندانست . تقاضاهاى يرمولوف به نمايندگى از دولت روسيه از دولت ايران چهار فقره بود : 1 - دولت ايران اجازه دهد تا قشون روسيه از استرآباد و خراسان جهت حمله به خيوه گذر كند ؛ 2 - دولت ايران به دولت روسيه اجازهء تأسيس كنسولگرى در شهر رشت بدهد ؛ 3 - دولتين ايران و روسيه براى حمله به عثمانى با يكديگر متحد شوند ؛ 4 - دولت ايران تعدادى صاحب‌منصب نظامى روسى را جهت تعليم و آموزش قشون خود استخدام نمايد . دولت ايران در برابر رد درخواستش از سوى يرمولوف ، تقاضاهاى دولت تزارى را رد كرد . ( تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 1 ، ص 229 - 230 ) . ( 76 ) - شى Shea ارشد صاحب‌منصبان نظامى انگليسى كه در خدمت عباس ميرزا بودند . ( 77 ) - سرژند - سرجنت Sergeant انگليسى - گروهبان . ( 78 ) - منظور عراق عجم ، صفحات مركزى ايران است . ( 79 ) - منظور عهدنامهء 1814 ايران و انگليس ، معروف به « عهدنامهء مفصل » است . ( 80 ) - اسناد رسمى در روابط سياسى ايران با انگليس و روس و عثمانى ، به اهتمام غلامحسين ميرزا صالح ، نشر تاريخ ايران ، تهران ، 1365 ، ج 2 ، ص 38 . ( 81 ) - همان ، ج 2 ، ص 81 - 82 . ( 82 ) - كامنداد - Commandant انگليسى - افسر فرمانده . ( 83 ) - آجودان - Adjutant انگليسى - افسر دستيار فرماندهى . ( 84 ) - منظور مخارج است . ( 85 ) - آقاى ميرزا صالح در حاشيه توضيح داده‌اند كه منظور دسامبر است . ( 86 ) - اسناد رسمى در روابط سياسى ايران . . . ج 2 ، ص 43 - 44 . ( 87 ) - مكدونالد در جوزاى 1246 در تبريز وفات يافت ( تاريخ ماركام انگليسى ، ص 68 ) و پس از او جان كمبل ابتدا به عنوان شارژ دافر و در 248 بعد از آنكه عنوان سر گرفت به عنوان وزيرمختار نمايندگى سياسى انگليس در ايران را برعهده گرفت . شادروان محمود اعزام كونالى را توسط مكدونالد نوشته است . ( 88 ) - تاريخ روابط سياسى ايران با انگليس در قرن 19 ، ج 1 ، ص 323 . ( 89 ) - همان ، ج 1 ، ص 323 ، به نقل از سفرنامهء كونالى . ( 90 ) - همان ، ج 1 ، ص 324 - 325 ، به نقل از تاريخ جنگهاى افغانستان ، تأليف جان ويليام كى . ( 91 ) - اسناد رسمى در روابط سياسى ايران با انگليس و روس و عثمانى ، ج 2 ، ص 84 ، سند شمارهء 88 . ( 92 ) - منجمله ، در مأخذ فوق ، به ج 2 ، سند 104 ، و يا سند 116 و ديگر اسناد مربوط به اين موضوع مراجعه فرمائيد . ( 93 ) - در نوشته‌هاى دورهء قاجاريه به‌ويژه تا اواسط دورهء ناصرى از كلمهء « تاتار » معناى « چاپار » مستفاد