عبد الرضا سالار بهزادى

172

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

دردى و هم‌بستگى را در ميان تمام طوايف بلوچ برانگيخته ، به ناگهان ناصر الدوله كه مىخواست در اين ماجرا خودى بنماياند ، خود را درگير مخمصه‌اى يافت كه رهايى از آن جز به دست زين العابدين خان و نزديكانش كه نفوذى فراوان در ميان سران بلوچ يافته بودند ميسر نبود . در اين ميان ، اگر هم خود زين العابدين خان و برادرش ابراهيم خان به آتش طغيان بلوچها - در حدى كه بعدا خود قادر به مهار آن باشند - دامن نمىزده‌اند ، صرف كناره‌گيرى و عدم دخالتشان براى شورشيان بلوچ مىتوانست باعث دل‌گرمى و در نتيجه تجرى بيشترى باشد . با اين تفصيل گويا فرمانفرماى مستأصل چندبار قاصدهايى همراه با قول حكومت بلوچستان نزد زين العابدين خان كه در آن بحبوحه با ابراهيم خان در املاك خود در نرماشير بسر مىبردند فرستاده و از آنها استمداد مىجويد ، 342 امّا دو برادر رنجيده از فرمانفرما هربار قاصد وى را با جواب منفى روانه كردند . سرانجام پس از تكرار اين استمداد جوئيها از جانب فرمانفرما دو برادر طلب تضمينى دربارهء آينده مىكنند و فرمانفرما قرآنى مهر كرده با سوگند خويش براى آنها مىفرستد كه تا او حكومت كرمان را در دست دارد « حكومت مستقل بلوچستان » از آن دو برادر خواهد بود و اينكه هرگز با آن دو غدر و دوروئى نكند ؛ سوگندى كه فرمانفرما بعدا نيز در يكى دو نوبت ديگر هربار كه واقعه‌اى زين العابدين خان و برادرش را نسبت به نيات فرمانفرما و صداقت او به شك مىانداخت ، آن را تكرار كرد و تا آخر عمر خود در 1309 بدان وفادار ماند . اين قرآن مهر كرده اينك در اختيار آقاى ابراهيم سالار بهزادى است . به‌هرحال بعد از اين تحولات طغيان بلوچستان با دخالت زين العابدين خان و ابراهيم خان در 1307 فرونشانده شد و موارد تمردهاى پراكنده نيز تا 1308 سركوب گرديدند . ابو الفتح خان معزول شد و ابتدا فرمانفرما با صلاحديد و نظر زين العابدين خان ، محمدحسن ميرزا حشمت السلطنه پسر عم خويش و نايب الاياله و پيشكارش را كه حكومت بم و نرماشير بر عهدهء او بود چند ماهى به حكومت بلوچستان منصوب ساخت و آنگاه حكومت بلوچستان و نيز بم و نرماشير به زين العابدين خان واگذار شد . زين العابدين خان منصب سرتيپى اوّل و عنوان « سردار بلوچستان » يافت كه در همهء مراسلات رسمى به آن عنوان ناميده مىشد و در 1312 در حكومت صاحبديوان شيرازى ملقب به « اسعد الدوله » گرديد ؛ ابراهيم خان منصب سرتيپى توپخانه و ميرپنجه‌گى يافت . اسناد ارائه شده در بخش دوم اين كتاب از سال 1307 در حين حكومت محمد حسن ميرزا حشمت السلطنه بر بم و بلوچستان شروع مىشوند و تا 1317 را به طور مرتب و تا 1319 را به طور پراكنده شامل مىگردند . وقايع تاريخ بلوچستان از 1307 به بعد را مىتوان در ضمن اين اسناد به گونه‌اى مستدل و مستند دريافت و هرآنجا كه احتياج به توضيحى بوده است نگارنده در حد وسع بسيار محدود خود ، سعى در روشن ساختن مطلب نموده است . اميد كه مورد عنايت همگان و به‌ويژه اساتيد عاليقدر قرار گرفته و راهنمائيها و انتقادات خود را دريغ نفرمايند .