عبد الرضا سالار بهزادى

مقدمه 7

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

را « توضيح داده شده » تلقى كرد . اين تحول اساس تحقيق در تاريخ ماست . اين تحول موجب شده است تا بسيارى از خانواده‌ها كه از اين‌گونه اسناد تاريخى در اختيار دارند براى سپردن آنها به محقّقين و يا اقدام به انتشار آنها ذوق و علاقه نشان دهند . به تدريج كه اين امر عموميت بيشترى بيابد مىتوان تاريخ مستندى از حداقل دويست سال اخير اين مملكت فراهم آورد كه كليهء گوشه‌هاى زندگى اجتماعى و تحولات سياسى ، وقايع نظامى ، حيات اقتصادى ، و ، و ، و . . . ايران به طور اعم را با مدرك و سند روشن سازد . امّا تا تكميل اين تاريخ هنوز احتياج به رشد فرهنگى بيشتر و عمومىترى است . بسيارى از خانواده‌ها با اشاعهء اين روند تاريخ‌نويسى ارزش و كاربرد اسناد خانوادگى خود را بيش از واقع تصور كرده‌اند ، و برخى نيز در اين وانفساى اقتصادى به فكر تجارت با پارهء اسناد خانوادگى خود افتاده و براى آنها ارزشى مادى قائل شده‌اند كه با واقعيت فاصله‌اى بس بعيد دارد ، و از اين روى به پنهان كردن آن اسناد و يا تنها استفاده از آنها براى تزئين ديوارهاى سالنهاى خود پرداخته‌اند . بعضى از خانواده‌ها نيز ، درگير تعصبات قديمى خود ، سندى را مثلا دون شأن خانوادهء خود مىبينند ، و يا مثلا به دليل اينكه در دويست سال قبل در نامه‌اى به فلان عضو يا بستهء دور خانواده توهينى شده ، اسناد خود را پنهان مىكنند . گروهى نيز هنوز از همهء اين عوالم به دورند و اسنادشان درهمان‌جا كه در طول يكصد سال گذشته بوده‌اند باقى مانده‌اند - و يا بهتر بگويم در همان‌جا از بين رفته‌اند ، امّا هم آنچه كه تاكنون انجام يافته با توجه به زمان قليلى كه از شروع اين تحول از سويى و از داغ شدن بازار تاريخ از سوى ديگر مىگذرد خود چشمگير است ، و نويد شتابى رضايت‌بخش در رشد فرهنگى لازم براى بارور شدن كامل نهال اين دگرگونى و نهضت در تاريخ جديد را مىدهد . * * * اسناد ارائه شده در قسمت دوم اين كتاب نامه‌هايى هستند كه از سال 1307 هجرى قمرى به بعد ، عموما در ارتباط با امور حكومتى و سياسى و نظامى بلوچستان به زين العابدين خان سرتيپ كه در آن اوان عنوان « سردار بلوچستان » را داشت و در 1312 ه . ق . ، به « اسعد الدوله » ملقب گرديد نگاشته شده‌اند . اولين اين نامه‌ها تاريخ سال 1307 ه . ق . ، و آخرين نامه ارائه شده تاريخ 1318 ه . ق . ، را دارد . اكثريت غالب اين نامه‌ها از حكام وقت ايالت كرمان و بلوچستان مىباشند كه مقام ما فوق زين العابدين خان ، چه در مقام حاكم بلوچستان و چه به عنوان رئيس قشون بلوچستان به شمار مىرفته‌اند . امّا قبل از ارائهء اسناد نگارنده دادن يك زمينهء اطلاعاتى در دو مورد را به خواننده لازم تشخيص داد : يكى درآمدى بر تاريخ بلوچستان ، على الخصوص بر تاريخ جديد آن سرزمين و اينكه چگونه و به چه ترتيب اين سرزمين داغ با صحراهاى تفتيده و گوشه‌هاى دورافتاده و فراموش‌شده‌اش ناگهان در مقطعى از تاريخ دوران جديد به يكى از ميدانهاى اصلى برخورد و فعاليت سياستهاى استعمارى نيمهء دوم قرن نوزدهم تبديل شد ، و ديگر ارائهء تاريخچه‌اى از حكومت سلف زين العابدين خان اسعد الدوله ، يعنى ابراهيم خان سعد الدوله در بلوچستان ، در بحبوحهء مداخلات نيروهاى انگليسى در آن سرزمين ، آن هم به روزگارى كه هنوز دامنهء حاكميت و نفوذ دولت ايران از ناحيهء بمپور فراتر نرفته بود و اينكه چگونه ابراهيم خان توانست قسمت عمدهء بلوچستان را عليرغم نقشه‌ها و