عبد الرضا سالار بهزادى

158

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

مورخين ما موجب تحريف تاريخ و تغيير شكل چهره‌هاى تاريخى ما مىگردد ؛ سپيد ، سياه مىشود و سياه را به رنگ سپيد به نمايش مىگذارند ؛ آنجا كه « رشادت » امتيازى براى كسى به بار آورده ، آن را ميوه « رشوت » قلمداد كرده‌اند و جان‌فشانيهاى آن را كه اميد كسب منفعتى از او نيست دلاورى و شجاعت آنكس كه كيسهء زرى به ايشان حواله كرده نوشته‌اند . در برابر نوشته‌هاى مغرضانهء مرحوم وزيرى به ناچار بايد از نوشتهء سر اليور سنت جان انگليسى مدد جست : « . . . در هر صورت مشار اليه [ ابراهيم خان سعد الدوله ] كسى است كه در يكى از نواحى پرغوغاى آسيا صلح و صفا را مستقر ساخته است » . 317 دربارهء شيوهء حكومت و سياست‌هاى ابراهيم خان سعد الدوله براى استقرار نظم و امنيت در « يكى از نواحى پرغوغاى آسيا » ، بجز گفته‌هاى معمرين قوم سند و مدركى تا به حال به نظر نگارنده نرسيده است . چنانچه استاد باستانى پاريزى اقدام به انتشار جزوه‌اى كه به گفتهء خودشان در اين باب در اختيار دارند ، 318 بنمايند ، منتى بزرگ بر تاريخ بم و بلوچستان مىگذارند . هستهء اصلى و اوليهء قدرت ابراهيم خان را يكپارچگى و اتحاد و وفادارى خانوادگى در معناى وسيع و گستردهء آن تشكيل مىداد كه وى تا آخر عمر نيز براى حفظ و گسترش اين هستهء اصلى با تمام توان كوشيد . طايفهء بهزادى طايفه‌اى شهرنشين بود كه تا زمان على خان پدر ابراهيم خان داعيهء حكومت و قدرت و برترى و اشرافيتى در منطقه نداشت و به نظر مىرسد كه افراد آن در زمرهء اصناف مختلف در شهر بم به امرار معاش مشغول بوده‌اند . دست يافتن على خان را به مناصب بالا در حكومت محلّى و دريافت عنوان خانى او را مىتوان و بايد تنها نتيجهء لياقت و كوششهاى فردى وى دانست و مىتوان چنين تصور نمود كه وى با به دست آوردن منصب حكومتى به صورت مركز ثقل خانواده و طايفهء خود درآمده و افراد طايفه پيرامون وى متشكل شده‌اند . در اينجا ذكر جملهء معترضه‌اى پيرامون تاريخ سياسى - اجتماعى شهر بم چندان بىمناسبت نمىنمايد . بم از زمان زنديه تا سال 1219 ه . ق . در دست حكام و امراى افغانى و سيستانى بود و از آن پس نيز حكومت آنجا اغلب به وابستگان و خويشاوندان نزديك حكام وقت كرمان سپرده مىشد . در نتيجه تا زمان على خان - دههء 1240 ه . ق . - تنها خانواده‌اى در بم كه به علت بستگى سببى با حكام افغانى و سيستانى بم توانسته بودند به مناصب حكومتى ، در حد نايب الحكومگى و مناصبى در آن پايه ، دست يابند طايفهء ميرزايى بودند كه به نوشتهء مرحوم وزيرى تبريزى الاصل بوده و از اواخر قرن دوازدهم هجرى در بم متوطن شده بودند . 319 بنابراين مىتوان على خان را نخستين فرد بمى دانست كه توانست در خلأ سياسى حاصل از كوتاه شدن دست سيستانيها و افغانها از حكومت بم و نرماشير در 1219 در بم باليده و به حكومت برسد . رقيبان اصلى وى در اين امر همانطور كه ذكر شد طايفهء ميرزايى بودند و على خان همان‌طور كه ديديم جان بر سر اين رقابت سياسى نهاد . با قتل على خان همان هم‌بستگى