عبد الرضا سالار بهزادى
155
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
كهنوج با سليمان خان در ميان گذاشته بود . سليمان خان جريان را فورا به خواهر خود زوجهء سعد الدوله در بم و به احتمال قوى به خود ابراهيم خان در راه بازگشت از بشاگرد اطلاع داده و از آنها مىخواهد كه هرچه زودتر ترتيب عقد نكاح دختر را با نامزدش غلامحسين خان بدهند . عقد و ازدواج گوهر تاج خانم كه بعدا به « خانم سعد الدوله » مشهور شد با غلامحسين خان كه ابتدا لقب شوكت الممالك گرفت و پس از مرگ پدر لقب پدر يعنى بهجت الدوله را داشت و سپس ملقب به « سردار مجلل » گرديد ، با اجازهء ابراهيم خان و دستور او به سرعت انجام پذيرفت . وقتى كه شاهزاده احتمالا در همان منزل سنگ سفيد دختر سعد الدوله را براى پسرش خواستگارى مىكند ، ابراهيم خان با نهايت عذرخواهى به اطلاع او مىرساند كه دختر همين چند روز قبل ازدواج كرده است . به نظر مىرسد كه سلطان عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله جريان را فراموش نكرده و هرچند در حيات سعد الدوله با وى و خاندان او جز به عزّت و احترام هرچه تمامتر رفتار نكرد ، امّا انتقام خود را موكول به بعد از مرگ سعد الدوله نمود . بعد از سركوب قيام بشاگرديها در 1298 / 1881 ظاهرا سعد الدوله با براهوئيهاى افغانستان درگيرى پيدا مىكند . شرح ماجرا را از زبان سايكس نقل مىكنيم : « . . . در 1881 براهوئيهاى گرمسير افغانستان واقع در منتهى اليه رود هيرمند از لوت گذشتند و تا پشت دروازههاى تهران را به باد غارت گرفتند و پس از اينكه در ورامين شتر و اثاثيهء فراوانى تاراج نمودند در صحراى لوت متوارى شدند . سعد الدوله در شورگز 308 درصدد سركوبى متمردين برآمد ، ولى از آنها شكست خورد و خيمه و خرگاه وى به دست براهوئيها افتاد . طولى نكشيد كه مشار اليه از آنها انتقام كشيد و جماعتى از آن طايفه را كه براى خريد خرما به جالق مىرفتند دستگير نمود و از دم شمشير آبدار گذرانيد » . 309 در 1298 فيروز ميرزا فرمانفرما سرانجام توانست فرمان حكومت كرمان و بلوچستان را براى پسر خود عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله تحصيل كرده و خود عازم تهران شود . فيروز ميرزا ، كه از درد ناشى از بيمارى نقرس در عذاب بود ، منتظر ورود ناصر الدوله به كرمان نشده و راه تهران را در پيش گرفت و در راه با ناصر الدوله كه عازم كرمان بود تلاقى نمود . به نوشتهء وزيرى : « . . . در عرض راه تهران در منزل انار كه اوّل خاك كرمان است 310 ناصر الدوله به خدمت پدر بزرگوار شرفيابى حاصل نمود . . . بعد از دو سال و كسرى كه شاهزاده در طهران به رحمت يزدان پيوست ، لقب جليل فرمانفرمايى هم حسب الارث و الاستحقاق به شاهزاده ناصر الدوله مرحمت شد . . . » 311 از عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله در ارتباط با ابراهيم خان سعد الدوله تنها چند حكم و فرمان رسمى همه به تاريخ رجب 1300 در اختيار نگارنده است كه عبارتند از : 1 - فرمانى خطاب به « عاليجاهان عموم خوانين و ريش سفيدان و عمال و مباشرين و اهالى بلوچستان » كه متن آن مبنى بر لزوم اطاعت و خدمتگزارى به « مقرب الخاقان عمدة الخوانين العظام سعد الدوله » مىباشد ؛ 2 - فرمانى خطاب به « مقرب الخاقان عمدة الخوانين العظام ابراهيم خان