عبد الرضا سالار بهزادى
151
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
بسيار زحمت كشيده بودند و آذوقهاى كه تهيه كرده بودند مخصوص سرباز و توپچى بوده و ساير اردويى آذوقه بودند . اين بود كه زحمت آنها زياد شده ، از اين طرف و آن طرف فرستاده آذوقه تحصيل نموده بودند . . . ابراهيم خان سرتيپ و رؤساى بلوچ و كدخدايان بشاگردى و گروئيهائى كه از آنها آورده به كهنوج رودبار كه سر راه است رفته منتظر ورود اين بنده مىباشند . انشاء اللّه پس از ورود مهربانى كامل در حق همهء آنها به عمل آورده ، دستور العمل درستى داده روانهء بمپور خواهد نمود . تا چندى كه جواب عرايض بنده از اولياى دولت عليه برسد ، ابراهيم خان با استعداد در آنجا باشد . » 295 در منزل دهم بيژنآباد يك منزلى كهنوج ، ابراهيم خان با همراهان و ملتزمينش به استقبال فرمانفرما رفت : « . . . بين راه ابراهيم خان سرتيپ با رؤساى بلوچ و غيره به به قدر دويست نفر سوار و جمازّه سوار استقبال كرد ؛ خوانين و كدخدايان رودبارى هم دستهدسته همه جمازّه سوار به استقبال آمدند و كمال مهربانى به سرتيپ و آحاد و افراد و همراهان او و خوانين و كدخدايان رودبارى نمود . انصافا ابراهيم خان سرتيپ خيلى خوب از عهدهء اين خدمت بشاگرد برآمده . از طرف سرتيپ چهار نفر از بلوچها كشته شده و ده پانزده نفر زخمدار گرديده بودند و به قدر سى چهل نفر از مقصرين بشاگردى كشته و زخمدار شده بود . گروئى معتبر از آنها گرفته و تمام ماليات آنها را اخذ داشته است . مفسدين و متمردين و سركشان را تنبه و تأديب كرده بود . پسر شه دوست خان 296 از قرار تصديق سرتيپ خيلى رشادت و دليرى كرده بود و چند نفر ديگر هم از بلوچها خيلى هنر و جلادت بروز داده بودند . به پسر شه دوست خان و آن بلوچها خلعت داده و به اوليأ و منسوبين مقتولين انعامى داده ، جزئى مستمرى هم برقرار داشت همه ساله حاكم بمپور به آنها برساند . كمال شكرگزارى از وضع مهربانيها حاصل و دعاگوى ازدياد سلامتى وجود مبارك ولينعمت كل روحى فداه گرديدند » . 297 در منزل سنگ سفيد 298 فرمانفرما مىنويسد : « . . . منزل سيزدهم سنگ سفيد كه اوّل خاك جيرفت است . محاسبات ابراهيم خان سرتيپ تمام شده بود ؛ ديشب شرح مفصلى نوشته بود و عجز و لابه كرده بود كه همه ساله فوج گرمسيرى و جمعى من از جمازّه سوار كه از اوّل سال تا آخر در بمپور و غيره ساخلو و مأمور خدمت مىباشند ، در چنين گرمسيراتى كه ثلث آن تلف مىشوند مثل ساير سربازان نه كمك خرج دارند و نه مدد معاش ، در محاسبهء من ساليانه به خرج مىآورند . بعد از رسيدگى معلوم شد كه در دفتر لشكر ساليانه منظور كرده نوشتهاند ، ليكن در آخر شش ماهه به خرج نوشتهاند ، و شش ماههء ثانى را موقوف به رسيدگى كردهاند [ ! ] 299 خود سرتيپ را حاضر كردم و گفتگوى زياد نمودم ، جواب گفت كه اين فوج و جمازّه سوار از اول سال تا آخر سال مأمور هستند و در سر خدمت و حال آنكه امسال به علاوهء مأموريت ساليانه ، سه سفر فوق العاده هم كردهاند ، يكى پنج ماه قبل كه مأمور بمپور شدم با من آمدند . 300 از بمپور هم دوباره مأمور تنبيه بشاگرديها و نظم آنجا و وصول ماليات آنجا شدند كه دو ماه در اين كوهها با صدمات زياد و جنگ و جدل بودند ، تا بعد از انتظام كامل و خسارت زياد آنها و خودم به رودبار آمديم .