عبد الرضا سالار بهزادى

142

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

خود مخصوصا ناسيوناليستها و وطن‌پرستان ايرانى را به خود جذب كند و شادروان محمود نيز با توجه به وطن‌پرستى شديد و مخالفت عميقش با سياستهاى استعمارى انگليس ، ظاهرا تحت تأثير تبليغات و سياستهاى ضد انگليسى آلمان هيتلرى قرار گرفته بود و به هيتلر به چشم قهرمانى كه شاخ غول استعمار انگليس را خواهد شكست مىنگريست ، على الخصوص كه آوازهء آلمان در ايران منزه از سياستهاى استعمارى و مقاصد سلطه‌جويانه بود . امّا قضاوت شادروان محمود راجع به نتايج كار كميسيون مرزى بلوچستان در سال 1288 كه بسيارى ديگر را نيز به تبعيت كوركورانه و بدون تحقيق از وى واداشته ، با همان روحيهء تعصب و چشم بستن بر واقعيات صورت گرفته است . چنانچه در طول اين تاريخچهء مختصر با استناد به منابع و مأخذ مختلف متذكر شديم ، اصولا بلوچستان بعد از قتل نادر و زوال دولت نادرى ديگر تابع دولت ايران نبوده و حتى تا قبل از حكومت ابراهيم خان در بلوچستان و تصرف و ادارهء دائم و مرتب نقاط مختلف بلوچستان ، دامنهء عملى حاكميت دولت ايران از حول و حوش بمپور هرگز فراتر نرفته بود ؛ و هرچند حبيب اللّه خان امير توپخانه و يا طهماسب ميرزا مؤيد الدوله قلاع سرباز و نسكن ( نسكند ) را متصرف شدند ، امّا به محض مراجعت اين سرداران از آن حدود ، نقاط و قلاعى كه به تصرف ايشان درآمده بودند دوباره علم استقلال و خودسرى برافراشتند . جريان دائم و پيوستهء انفاذ امر حكومت در مناطق دوردست بلوچستان تنها پس از به حكومت رسيدن ابراهيم خان سعد الدوله و ادامهء حضور و حكومت وى در منطقه تحقق پذيرفت و در زمان تشكيل كميسيون مرزى سال 1288 نيز همانطور كه ديديم حدود تصرفات ابراهيم خان به نام دولت ايران از همان حدودى كه به عنوان مرز شناخته شد فراتر نرفته بود و در بعضى نقاط حتى هنوز بدان حدود هم نرسيده بود و چنان كه در مورد كوهك مشاهده شد ابراهيم خان با زور شمشير آنجا را از تصرف خان كلات ، تحت الحمايهء دولت انگليس ، به درآورد ؛ و يا در مورد چابهار كه احتمالا دولت انگليس ترجيح مىداد آنجا را يا به صورت بندرى آزاد درآورد و يا در دست شيوخ دست‌نشاندهء عرب باقى گذارد ، تنها نيروى ابراهيم خان ، و عدم توجه وى به « مقتضيات ديپلوماسى » و تصميمات پايتخت نشينانى كه حتى نقشهء صحيحى از آن مناطق نداشته و مقتضيات عملى محل را به هيچ عنوان نمىتوانستند درك كنند ، توانست آن بندر مهم استراتژيك را ضميمهء قلمرو ايران سازد . گذشته از اين موارد حتى بعضى نقاط مانند پيشين كه به موجب رأى كميسيون به ايران تعلق مىگرفت در آن زمان هنوز به تصرف ايران درنيامده بود و ابراهيم خان درهمان اوقات به تصرف آنها مبادرت نمود . 261 بنابراين قضاوت شادروان محمود و ديگران در مورد نتايج كار كميسيون مرزى 1288 كه : « . . . قسمتى از بلوچستان مجزا گرديد و به قلمرو امپراطورى انگلستان ضميمه شد » ، 262 و يا : « . . . [ انگلستان ] به دسايس و حيل بر نصف بلوچستان دست يافت . . . » 263 و قضاوتها و جملات مشابه‌اى كه در جاى جاى تمامى كتاب ، هرجا كه صحبت از بلوچستان و كميسيون مرزى به ميان آمده به چشم مىخورد ، تنها ناشى از تعصب وطن‌پرستى مؤلف است كه چشم وى را بر اين