عبد الرضا سالار بهزادى
140
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
ما فوق حاكم بلوچستان خود را در اين افتخار شريك ساخت . هيچ پيشكشى نمىتوانست شاه ايران را به اندازهء اين عمل خودسرانهء حاكم بلوچستان خوشحال كند . به احتمال بسيار قوى لقب سعد الدوله در همين زمان ، همراه با تقدير نامههائى كه شاه به مناسبت فتح كوهك و فتح چابهار براى ابراهيم خان فرستاد به او داده شد . در تاريخ منتظم ناصرى در شرح وقايع سال 1288 - سال تشكيل كميسيون سرحدى و نيز فتح كوهك آمده است : « مرتضى قلى خان وكيل الملك حكمران كرمان و بلوچستان به اعطاى نشان تمثال همايون مفتخر گرديد » . 259 اين بزرگترين نشان آن روزگار به احتمال قريب به يقين به خاطر اقدام خودسرانهء ابراهيم خان در فتح كوهك به حاكم كرمان اعطاء گرديده ، چه در آن سال مسئلهء ديگرى كه حاكم ايالت را سزاوار چنين نشانى سازد در حوزهء حكومتى وى واقع نشده بود . جالب توجه است - و گوياى بسيارى نكات - كه اعتماد السلطنه مورخ رسمى دربار در كتابى كه بايد آن را تاريخ رسمى آن زمان بشمار آورد ، يعنى در تاريخ منتظم ناصرى ، نشان گرفتن يا انتصاب يا عزل يا تولد يا مرگ فلان امير يا حاكم متنفذ را با آبوتاب شرح مىدهد ، امّا كوچكترين اشارهاى نه به تشكيل كميسيون مرزى و نه به وقايعى كه به دنبال آن رخ داد نمىنمايد ! مسئلهء كوهك همانطور كه سايكس نيز اشاره كرده است براى انگليس واجد اهميت فراوانى بود ، امّا در اين زمان دست دولت انگليس از چاره كوتاه بود . خان كلات مرد ميدان نبرد با حاكم بلوچستان ايران نبود ؛ كلات هنوز عنوان تحت الحمايگى انگليس را داشت و رسما جزو متصرفات هندوستان انگليس بشمار نمىرفت و گذشته از آن به علت عدم وجود راهآهن در آن منطقه ، نقل و انتقال سربازان انگليسى براى مقابله با حاكم بلوچستان ايران نه از نظر عملى و مالى كارى آسان و مقرون به صرفه بود و نه از نظر سياسى و ديپلماتيك در آن زمان به مصلحت انگلستان ، بنابراين انگلستان تنها با ابراز عدم رضايت از اين اقدام موضوع را عجالتا مسكوت گذارد . ابراهيم خان ، اينك سعد الدوله ، همانگونه كه لرد كرزن اشاره نموده است پس از فيصلهء امور مرزها به تثبيت حاكميت خود و دولت ايران در درون قلمرو حكومت خويش پرداخت . سعيد خان كرد را كه در ناحيهء سرحد براى خود دم و دستگاهى داشت و به استظهار حمايت انگليس به پشتوانهء خدمات خود به آن دولت ، منجمله در قضيهء آقا خان ، داعيهء استقلال داشت سركوب نموده منطقهء سرباز و منطقهء سرحد را كه مسقط الرأس طايفهء ياراحمد زهى از ناآرامترين و مشكلآفرينترين طوايف بلوچ و به علت وجود بعضى قلاع محكم كوهستانيش مأمن راهزنان و ياغيان بلوچ شمرده مىشد ، امنيت بخشيده و به اطاعت از حكومت واداشت . 260 در جنوبغربى مكران نيز منطقهء بشاگرد باز به علت كوههاى اطراف و راههاى صعبش هميشه در دست خوانين و سركردگان آنجا به صورت مستقل و جدا از مناطق همجوارش باقى مانده بود . در 91 - 1290 ه . ق . سعد الدوله بشاگرد را نيز تصرف كرده و حاكم محلى و نيمه مستقل آنجا را كه لرد كرزن نام او را سيف اللّه خان ذكر مىكند وادار به تسليم و