عبد الرضا سالار بهزادى

122

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

سنين عمر او مىگذرد و داراى ريش خضاب كرده و چشمان تيز كوچكى است و از قيافهء او نمىتوان تشخيص داد كه اين شخص داراى چه موقعيت مهمّى است و چگونه در اثر لياقت و سعى و عمل به اين مقام رسيده . در هرصورت مشار اليه كسى است كه در يكى از نواحى پرغوغاى آسيا صلح و صفا را مستقر ساخته است » . 218 لرد كرزن نيز در « ايران و قضيهء ايران » مىنويسد : « با وفات نصير خان در 1795 همهء آثار و دعاوى وحدت داخلى يا اقتدار خارجى هم [ در بلوچستان ] از ميان رفت . . . در اين موقع دولت ايران هم به حدّى ناتوان بود كه در صدد هيچگونه اقدام و دخالتى برنيامد . اين وضع و حال بلوچستان هنگام مسافرت گرانت و پوتينگر و كريستى بود : 219 اثرى از فرمانروائى دولت ايران در نقاط ساحلى وجود نداشت و سران و تيره‌هاى بمپور و جاه [ چابهار ] و باهوئى و سرباز مستقل رفتار مىكردند . ظاهرا در دورهء محمد شاه ( 1848 - 1834 ) . . . دعاوى ايران نسبت به حاكميت در بلوچستان جدا تجديد گرديد . وقتى كه خان بمپور به كرمان تجاوز كرده بود لشكر ايران براى سركوبى او اعزام و اين منظور انجام شد . 220 طغيان ثانوى كه در سال 1849 اتفاق افتاد باز موجب فرستادن قوا از طرف دولت ايران [ شد ] و به تصرف بمپور منجر گرديد كه از آن پس در دست ايران مانده است . 221 در تعقيب آن دولت ايران به تصرف چابهار و قصر قند پرداخت و يكى از افراد بسيار باكفايت به نام ابراهيم خان كه تبار عالى نداشت و فقط در اثر استعداد شخصى راه تعالى پيموده بود از جانب دولت ايران به حكومت بم ، نرماشير و بمپور منصوب گشت . او زمينهء فتوحات را رفته‌رفته توسعه داد و از اين نقاط جديد قلمرو متحدى ايجاد كرد . سرباز را اشغال و اسد خان 222 رئيس مقتدر تيرهء خاران مغلوب و سپس ناحيهء بليده‌اى را فتح و كيچ را هم تهديد نمود » . 223 چنان كه اشاره شد در اين زمان قسمتهاى شرقى بلوچستان زير سلطه و يا تحت نفوذ خان كلات بودند . سواحل شرقى مكران نيز كه به دست خوانين محلى اداره مىشد جزو منطقهء نفوذ خان كلات بشمار مىرفت . چابهار در دست اعراب مسقط و تحت نفوذ كامل انگليس بود ، بىآنكه خود آن دولت حضور آشكار و دخالت مستقيمى در آنجا داشته باشد . در ناحيهء سرباز و خاش و آنچه كه به منطقهء سرحد معروف است ، نيز سعيد خان كرد كه به سردار سرحد معروف بود و در شورش آقا خان از طرف انگليسيها با مهمات و توپخانهء انگليسى به كمك وى شتافت ، با استظهار به حمايت دولت انگلستان و حكومت هند ادعاى استقلال داشت . در نقشهء ديوار دفاعى هندوستان ، بلوچستان نيز مىبايست همچون افغانستان به صورت كشورى مستقل و دوست و متحد و كاملا فرمانبردار دولت انگليس حلقهء كشورهاى پوشالى و حايل محافظ هندوستان را تكميل كند . بعد از شكست آقا خان در مأموريتش براى استقلال بلوچستان ، دولت انگليس بر آن شد كه اين امر را توسط يكى از خوانين مقتدر محلى و با توسعه بخشيدن تدريجى قلمرو او انجام دهد . مقتدرترين ، موجه‌ترين ، و مناسب‌ترين كس براى اين منظور خان كلات بود . شادروان محمود به نقل از سرفردريك گلد اسميد دربارهء تاريخچهء