عبد الرضا سالار بهزادى
111
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
مىدانستند . دولت انگليس عنوان مىنمود كه دولت ايران اين ماجرا را به منظور الغاء قراردادى كه در 1853 / 1269 بين شيل وزيرمختار وقت انگليس در تهران و ميرزا آقا خان اعتماد الدوله صدراعظم ايران داير بر چشمپوشى ايران از دعاوى خود نسبت به هرات امضاء شده بود و در تدارك زمينهء ديپلوماتيك مناسب جهت حمله به هرات به وجود آورده و بزرگ كرده بود . دولت ايران نيز مدعى بود كه سفارت انگليس در ارتباط با نقشههاى دولت متبوع خود در افغانستان و تهيهء زمينهء مناسب جهت حملهء امير دوستمحمد خان امير كابل به هرات موضوع ميرزا هاشم خان را بزرگ كرده و بهانهء قطع روابط با ايران قرار داده بود . 184 از سوى ديگر حكومت هندوستان در آن هنگام در صدد جلب دوستى و همكارى امير دوستمحمد خان برآمده بود . پس از عزل و قتل اميركبير در ايران و عدم توجه ميرزا آقا خان به امور افغانستان ، خلائى سياسى در افغانستان پديد آمده بود كه مناسبترين فرصت را مخصوصا با توجه به فلج شدن سياسى روسيه در اختيار انگليس گذارده بود . لرد دالهوسى فرمانفرماى هندوستان به سرعت براى بهرهگيرى از اين موقعيت دستبهكار شد . مناسبترين فرد از ميان امراى افغان امير دوستمحمد خان بود كه هرچند سابقهء نقار و كدورتى با انگليس داشت ، امّا در هرحال بر خلاف امير كهندل خان و امراى هرات هرگز سر سپردهء ايران نبود و گذشته از آن ايران بر قلمرو امارت او كابل ، ادعايى نداشت و نيز هيچ يك از امراى افغان اقتدار و استعداد سياسى و نظامى وى را دارا نبودند ، لذا اقدامات مقامات حكومت هندوستان براى جلب امير كابل شروع شد و سرانجام توانستند نظر موافق وى را با خواستههاى خود جلب نموده و در ماه مارس 1855 ( رجب 1271 ) غلام حيدر خان پسر دوستمحمد خان به نمايندگى از سوى پدر به پيشاور رفته و در آنجا مورد استقبال و پذيرايى قرار گرفت و معاهدهاى توسط او و سرجان لارنس ( Sir John Lawrence ) كميسر عالى پنجاب امضاء شد كه به موجب آن از آن تاريخ طرفين به كليهء عداوتهاى گذشته خاتمه داده ، حكومت كمپانى در هندوستان استقلال قلمرو حكومت امير را محترم شمرده و دوستمحمد خان نيز از طرف خود و جانشينانش تعهد مىسپرد كه هرگز به متصرفات كمپانى دستاندازى ننمايد و طرفين از آن تاريخ دوست يك ديگر را دوست خود و دشمن يك ديگر را دشمن خود شمارند . 185 اينك مخصوصا پس از قطع رابطهء سياسى ايران و انگليس ، دولت انگليس و عواملش دست به اقدامات علنى خصمانه بر عليه دولت ايران مىزدند . سكنهء هرات توسط عوامل انگليس بر عليه ايران تحريك شده در نتيجه كليهء روابط هرات با ايران قطع شد و بيرق انگليس را بر فراز قلعهء هرات به اهتزاز درآوردند . دولت ايران مجبور به نشان دادن عكس العمل شد و سلطان مرادميرزا حسام السلطنه سردار دلاور ايرانى كه بعد از مرگ ميرزا تقى خان ، ميرزا آقا خان صدراعظم با سياستهاى خادمانهاش نسبت به انگلستان مانع اقدامات وى در شرق خراسان شده بود ، 186 مأمور دفاع از هرات و قندهار در برابر امير كابل شد . حسام السلطنه در اوايل 1273 هرات را به تصرف خود درآورد . شاهزاده به دستور شاه عازم بود كه پس از فتح