عبد الرضا سالار بهزادى

96

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

حدى بود كه در نقشهء ديوار دفاعى هندوستان براى ايران پيش‌بينى مىشد . انگليس در اين سالها سخت در حال بنا و قوام بخشيدن به ديوار دفاعى هندوستان بود . ايالت سند در 1841 توسط قشون انگليس اشغال شد . تا قبل از پايان سال 1841 انگليس ، افغانستان را نيز يك پارچه و بىمقاومت تحت حكومت ظاهرى شاه شجاع الملك و سلطنت واقعى سر ويليام مكناتن مىديد . بلوچستان قرار بود توسط آقا خان استقلال يابد . پنجاب آخرين ايالت مستقل هندوستان تحت حكومت رنجيت سينگ به صورت مملكتى مقتدر با نيروى نظامى كارآمد و دوست و متفق انگليس درآمده بود و با آغاز هرج‌ومرج و جنگهاى داخلى در قلمرو سلطنت ابدالى افغانستان در زمان شاه و بعد محمود شاه ، به تدريج از 1810 تا 1822 بسيارى از ولايات قلمرو سلطنت ابدالى چون كشمير ، مولتان ، پيشاور ، اتك ( كه اهميت نظامى زيادى داشت ) ، دير اسمعيل خان ، دير غازى خان نيز با تأييد انگليس به تصرف رنجيت سينگ درآمده بودند . در 1832 يكى از صاحب‌منصبان انگليسى به نام سركلود مارتين ويد ( Sir Claude Martin - Wade ) به عنوان مشاور رنجيت سينگ به لاهور رفت و تا پايان عمر رنجيت سينگ در كنار وى باقى ماند . 146 رنجيت سينگ در 1838 بعد از معاهدهء لاهور بين حكومت كمپانى رنجيت سينگ و شجاع الملك كه به موجب آن شجاع الملك با نيروى اين اتحاد سه جانبه بر تخت سلطنت افغانستان جاى گرفت ، جان سپرد . مؤلف افغانستان در مسير تاريخ در اين مورد مىنويسد : « . . . همين كه قشون امدادى با رنجيت داخل كابل شد ، خودش مثل سلطان ميسور ، حيدرعلى در موقع بسيار حساسى به نفع انگليسيها بمرد ، در حالى كه از 57 سال عمر بيشتر نداشت . از اين بعد است كه پنجاب مشتعل مىگردد و دولت و استقلال آن از بين مىرود . . . » . 147 پس از مرگ رنجيت سينگ پنجاب گرفتار آشوبها و منازعات داخلى گرديد و سرانجام در 1845 حكومت پنجاب تصميم به گذشتن از رود ستلج ( از شاخه‌هاى سند كه حد شرقى پنجاب را تشكيل مىداد ) و جنگ با قواى انگليس مىگيرد . نويسندهء افغانستان در مسير تاريخ مىنويسد : « . . . و اين چيزى بود كه انگليسيها مىخواستند تا براى اشغال پنجاب دوست وفادار خود بهانه‌اى داشته باشند . » 148 به‌هرحال تا اوايل سال 1846 قواى حكومت كمپانى طى سه جنگ قشون منظم و آموزش ديدهء سيك را كه رنجيت سينگ طى ساليان مهيّا نموده بود مضمحل ساخته و قسمتهايى از خاك پنجاب را به هند انگليس منضّم ساختند و علاوه بر آن مأمورين انگليسى نيز براى نظارت در امور مملكت در شهرهاى پنجاب مستقر شدند . استقرار ناظران انگليسى پس از سه سال به طغيان سيكها ( اهالى پنجاب ) منجر گرديد و سرانجام جنگ ديگرى بين نيروهاى انگليسى و سرداران پنجابى در فوريهء 1849 درمىگيرد . در اين نبرد سرداران پنجابى از امير دوستمحمد خان امير كابل طلب كمك كرده بودند . سرداران و سپاهيان افغان كه براى امداد پنجابيها آمده بودند در روز نبرد صحنهء كارزار را ترك نمودند و با اين عمل پنجاب شكست كاملى يافته و تمامى خاك آن مملكت به‌جز ناحيهء كشمير كه قبلا