عبد الرضا سالار بهزادى

85

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

محاصره كه با او بود . و حال آنكه از وزير مختار روس استفتا كردم ، و حاضر است ، كه : چاپار انگليس به آن تفصيل به خلاف صلاح ما ، با وجود صريح عهدنامه كه بايد دخيل نشوند به امر افغانستان ، 112 اگر در فرنگ اتفاق مىافتاد چه مىكرديد ؟ نوشته است : اگر من سركردهء آن قشون مىشدم چنين چاپار را مىگرفتم . چه آزاردم او ، نه من بنده‌ام - يكى بندهء آفريننده‌ام . هرغلطى كه كرد ما همه را قبول كرديم ، بلكه از هرزگى دست بردارد ، نشد . وقتى كه فرستادم به شهر [ هرات ] كه امر را حسب الخواهش ما بگذراند ، سرباز ما را به كشتن داد . و خواهش كرد : غوريان را هم واگذاريد به كامران ميرزا . خلاصه درست در آنجا بگو كه ما با دولت انگليس كمال دوستى را داريم ، امّا اين گونه رفتارها بىجهت ، همه اذيّت ما ، چرا از ايلچى صادر شد ؟ ما چه عداوت ، چه دخل داريم كه به انگليس بپيچيم ؟ امّا با اين قسم مكنيل ، ممكن من نيست راه بروم و رويش را ببينم . اينهمه ايلچى ما ديده‌ايم ، هرگز اينطور آدم ، به اين هرزگى من نديده‌ام . مختصر نوشته ، امّا خيلى بحثهاى درست شما در كاغذ جواب مكنيل كه ميرزا على نوشته ، و اين فقرات كه نوشتم ، مىتوانيد پيدا بكنيد و حرفهاى مضبوط بزنيد . خلاصه شاهكار مكنيل همين است كه شما به جهت دوستى روس ، به عداوت انگليس به هرات آمديد . و حال آنكه محض نامربوط است . چرا به جهت بىسيرتى و اسيرى چهل هزار علوى و خرابى خراسان و چپاولى كه مىكردند نيامده‌ام كه به جهت دوستى روس يا عداوت بىجهت انگليس آمده‌ام ؟ ندانسته به چاپار شما كه دو قدم از راه برمىگردانند به اردو مىآورند ، اينهمه معركه مىكنى ، من براى اينهمه بىحسابى هراتى جنگ نكنم ؟ آخر اين چه حرفى است ؟ ايلچى انگليس سگ كيست كه در روس ، يا فرنسيس ، يا نمسه آنجاها صد يك اين حركات را با امپراطور يا رعيت آن ولايت بكند . از جان ما چه مىخواهد ؟ پانزدهم ربيع الثانى سنهء 1254 در هرات نوشتم به ميرزا جعفر و حسين خان آجودان كه درست به همهء دول و پادشاه انگليس حالى كنند . انشاء اللّه تعالى اين را هم حالى بكن از اين رفتارهاى خرده‌پاهاى انگليس كه از اطراف در بغداد و لاهور ، كابل ، قندهار ، هرات ايلچى مكنيل كه مىكنند . مىترسم نيّت و ارادهء پادشاه انگليس هم‌چنين باشد ، و به دستور العمل پرلمنت باشد . لابديم كه مضبوط « أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ » 113 از ترس لابديم به حمايت روس برويم ، اگر تغيير در اين حركات انگليسيها نشود ، لابديم . » 114 در اثناى محاصرهء هرات بعد از شكست مأموريت الكساندر برنس در كابل و قندهار ، دولت انگليس و حكومت كمپانى در هند بر آن شدند كه سرانجامى به اوضاع افغانستان داده و ديوار دفاعى هند را مستحكم سازند . لرد اكلند فرمانفرماى هند كه از اوّل نظر مساعدى به سرداران باركزايى - دوستمحمد خان و برادرانش - نداشت ، شجاع الملك را كه در لوديانه هندوستان بسر مىبرد براى سلطنت افغانستان و حفظ منافع و انجام نقشه‌هاى انگلستان مناسب